Sunday, March 30, 2008

پاینده ایران : به رئیس جمهور ، 7 نفر از وزرا و سر لشکر صفوی در این باره تذکرات لازم را داده ام

پاینده ایران
http://jomhoori.wordpress.com
/

به رئیس جمهور ، 7 نفر از وزرا و سر لشکر صفوی
در این باره تذکرات لازم را داده ام!


آیت الله مرتضی مطهری ،که به بنا به نوشته خود ، در 18 سالگی ، اصول فلسفه را نوشته است ، در رابطه با اعیاد و مراسم نوروز باستانی ایرانیان نگاه می اندازیم به این سخنان « آیت الله فیلسوف » در رابطه با چهارشنبه سوری آخر سال از رادیو دولتی جمهوری اسلامی ...

" ما در گذشته چنین می کردند ما هم چنین می کنیم . چهارشنبه آخر سال می شود، آخر سال شمسی ، چهارشنبه آ خر اسفند ماه می شود .بسیاری از خانواده ها ،که باید بگویم ، خانواده های احمق ها ، بسیاری از خانواده های احمق ها ده یا الله آتشی روشن میکنند ، هیزمی روشن میکنند، بعد آد م ها ی سرو برو گنده ، با آن هیکل های نمی دانم چنین و چنین ، از روی آتش می پرند. ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من.آه این چقدر حماقت است .خوب چرا چنین می کنید؟ آقا یک سنت است مال ما مردم.از قدیم پدران ماچنین می کردند. قران می گوید: اولوکان اباهم لایعقلون شیأ.اگر پدران گذشته تان چنین کاری می کردند،شما می بینید یک کار احمقانه است، دلیل خریت پدران شما است روشونو بپوشید.چرا دو مرتبه این سند حماقت را سال به سال تجدید می کنید.این فقط یک سند حماقت است،که هی کوشش می کنید که این سند حماقت را همیشه زنده اش نگاه دارید.مائیم که چنین پدران احمق داشتیم .اولوکان اباهم لایعقلون شیأ. از طرف دیگر قران نمی گوید ،هرچه که سنت است ،پس باید درهم کوبید و هرچه کهه نو است… نو گرائی –یک عده هم می گویند نوگرائی .. این چطور ؟ نوگرائی هم درست نیست .برای اینکه نو گرائی درست نیست "…

اگر به این سخنان آیت الله مطهری دقیق بشوید ، ایشان ، در این سخنرانی دو دقیه اش ، 9 بار ملت ایران را یا احمق ، یا خر می نامد ! چرا ؟ برای اینکه ملت ایران ، هزاران سال قبل از ظهور اسلام ، یک آداب و سنن ملی دارند ،که نه به فردی و نه به جامعه ، آسیبی می رساند،و یک مظهر شادی و سرور است . چرا چنین شخصیت روحانی ، به ملت ایران توهین میکند؟

این نوع رفتار با این وقاحت و توهین علنی ،یک سیاست کاملأ طراحی شده است،که به آن نیز خواهیم رسید. آیت الله مطهری با سنت به نفع نو گرائی مبارزه نمی کند . چون در ادامه سخنان اش به نو و نوگرائی هم حمله می کند و علنأ می گوید :نوگرائی هم خوب نیست .از منطق ایشان ، فقط بردهً آخوند بودن و یک مشت آدم های مفت خور بار آمده خوب است ،که هم برگردهً ملت سوار شده اند تا مفت بخورند و هم ملت و ابا واجدادشان را خرو احمق بنامند ،و مراسم قمه زنی و زنجیر زنی ، سینه زنی ، گل و خاک و خاکستر بر سرو صورت پاشیدن ، دخترکان 9 ساله را در رختخواب مردان هوس ران شهوت پرست فرستادن ،ترویج فحشا بنام صیغه و یا مته ، دروغ و دروغگوئی بنام تقیه خوب و دلیل عقل وخرد علم ودانش حضرات است !!.این جنگ بی رحمانه آخوندیسم ،علیه تاریخ و فرهنگ ملت ایران ، کاملأ با برنامه منظم ، رهبری می شود .اگر چه آیت الله مرتضی مطهری از این دنیا رفته است ، امٌا سیاست های فرهنگ ستیزی جمهوری اسلامی ،ادامه دارد .

آیت الله خزعلی با عنوان "دبیر کل بنیاد بین المللی غدیر !" چنین میگویند

چرا مردم ایران عید نوروز را عید بزرگ خود قرار می دهند؟ این یک خفتگی در ماست .عید غدیر 7 الی8 روز تعطیل رسمی شود....

این عضو فقهای شورای نگهبان بود ، می افزاید :

ما بنیاد غدیر را برپا کرده ایم که این عید بزرگ را زنده نگه داریم و تاکنون به مقامات ،از جمله به رئیس جمهور ، 7 نفر از وزرا و سر لشکر صفوی در این باره تذکرات لازم را داده ام..

خزعلی که (در شورای اداری زنجان سخن می گفت) تصریح کرد :

من شبانه یک سلام ابی عبدالله می دهم برای کسانی که عید غدیر را عید بزرگ خود قرار می دهند، در این روز لباس نو می پوشند ، صله ارحام می کنند و هدیه می دهند. دوسلام هم می فرستم به افرادی که این امر را به دیگران تبلیغ می کنند

دانلود سخنان مطهری در مورد چهارشنبه سوری

دانلود سخنان مطهری در مورد نوروز

Friday, March 28, 2008

سال ۱۳۸۷ را سال آزادی زندانیان سیاسی از بند نام می نهیم /فراخوان کمپین زندان پاسخ اندیشه نیست



نوروز آزادی


فراخوان کمپین زندان پاسخ اندیشه نیست !

سال ۱۳۸۷ را
سال آزادی زندانیان سیاسی از بند
نام می نهیم


به همه نهادهای فعال حقوق بشری و مردم آزادیخواه و انساندوست در سراسر جهان

مردم مبارز و آزادی خواه ایران!

فعالین سیاسی ، دانشجویی ٬ فعالین جنبش زنان٬ کارگری و اجتماعی

روی سخن با همه ی مردم آزادی خواه و عدالت طلب است.همه ی کسانی که قلبی تپنده برای برابری و آزادی در سینه دارید٬ به پا خیزید ٬ زمان همدلی و همراهی فرا رسیده است ٬ اکنون بیش از هر زمانی ضروریست که به پا خیزیم و فعالین دانشجویی و کارگری و زنان و همه زندانیان سیاسی را از بند آزاد سازیم.

دستگیری و بازداشت دانشجویان ، فعالین حقوق زنان و کارگران و سایرعرصه ها در سراسر کشور ضرورت فعالیت گسترده تر برای آزادی دانشجویان در بند و همه زندانیان سیاسی را فراهم آورده است. طی روزهای گذشته در دانشگاه های شهر های تبریز ، همدان ، شیراز ، اصفهان، کرمانشاه ، مازندران و همچین دانشکده حقوق دانشگاه علامه تجمعاتی فراگیر برگزار گردید که به خوبی نشان از همبستگی دانشگاه های سراسر ایران دارد. این همبستگی را باید برای آزادی همه زندانیان سیاسی به کار بست.

ما تصمیم داریم با همه ی توان خود برای آزادی زندانیان سیایی ، دانشجویان ، فعالین حقوق زنان و کارگران و … از بند تلاش کنیم و در این راه به در دست داشتن دست همه ی دانشجویان و مبارزان عرصه های مختلف نیازمندیم تا همه ی زندانیان سیاسی از بند آزاد و رها گردند.

ما جمعی از فعالین حقوق بشر ٬ فعالین عرصه های سیاسی ٬ کارگری ٬ اجتماعی و زنان در ایران و خارج از ایران ٬ ضمن محکوم کردن هر گونه تعلیق ، اخراج ، دستگیری و پیگرد دانشجویان و فعالین سیاسی ٬ زنان ٬ کارگری و اجتماعی ، خواهان آزادی فوری وبدون و قیدو شرط آنان هستیم و به همین منظور سال ۱۳۸۷ را سال آزادی زندانیان سیاسی از بند نام می نهیم و نوروز سال ۱۳۸۷ را نوروز آزادی می نامیم ، تا بهار 1387 بهار آزادی برای همه زندانیان سیاسی و … باشد. خواسته ما آزادی زندانیان سیاسی ، دانشجویان زندانی ، فعالین حقوق زنان و آزادی بی قید و شرط فعالین کارگری، لغو کمیته های انضباطی، از بین بردن فضای نظامی و به رسمیت شناختن حق تشکلها و نشریات دانشجوئی در تمامی دانشگاههای ایران و متوقف کردن سانسور و سرکوب رسانه های عمومی کشور هستیم . تمامی افراد ، نهادها و سازمانهای مدافع حقوق برابر انسانی را به این اعتراضات دعوت کرده و خود را در قبال حقوق دانشجویان ٬ کارگران و زنان به عنوان نماینده شایسته مردم مسئول میدانیم.

ما امضا کنندگان زیر از همه ی انسان ها و تمامی نهاد ها درخواست یاری و حمایت داریم.

برای تماس با نوروز آزادی به این سایت مراجعه کنید

http://www.azadinews.org/noroozeazadi/

اعلام حمایت خود را به این ای - میل ارسال کنید

noroozeazadi@gmail.com


سایت های حامی

1- ایران بی بی بی

2- کاک هیوا

3- اطلاعات . نت

4- سایت لج ور

5- ملیون ایران

6- آژانس خبری کوروش


اشخاص حامی



- دکتر حسام فیروزی ( پزشک و فعال حقوق بشر )

2- احمد سراجی ( زندانی سیاسی و فعال حقوق بشر )

3- کیوان رفیعی ( دبیر فعالان حقوق بشر در ایران و زندانی سیاسی )

4- حسین رونقی ملکی ( فعال دانشجویی و حقوق بشر )

5- بهزاد مهرانی ( فعال حقوق بشر )

6- مجتبی لچینانی ( فعال دانشجویی و حقوق بشر )

7- نیلوفر بیضایی ( نویسنده ، کارگردان و پژوهشگر )

8- افشین زارعی ( وبلاگ نویس )

9- احمد باطبی ( فعال سیاسی )

10- عابد توانچه ( فعال سیاسی )

11- پریسا مزینانی ( فعال حقوق بشر )

12 - کوهیار گودرزی ( فعال حقوق بشر )

13- کسرا عنقایی ( شاعر )

14 - یغما گلرویی ( شاعر )

15- سعید ولد بیگی ( فعال سیاسی )

16- مریم افشاری ( فعال سیاسی و حقوق بشر )

17- مریم کاشی

18- بهرام سپاسگذار

19- دکتر زری عرفانی ( فعال حقوق بشر )

20- محمد امین چیت گران

21- علی اکبر امینی

22- میلاد فدائی اصل

23- علی همتی

24- فاطمه بهادری

25- مسعود ناصری

26- نیما افراز

27- آرش بهمنی

28- حسین بابائی

29- امیر فرشاد ابراهیمی ( روزنامه نگار و فعال حقوق بشر )

30- محسن صالحی

31- محمد صفر لفوتی

32- پوپی

33- کامیار چایچی

34- زانیار احمدی

35- اسمائیل مولودی ( دبیر اتحادیه آکادمیکها در غرب سوئد و عضو هیئت رهبری جامعه انسان دوستها در سوئد )

36- حسین خوانساری

37- حسین کیانی

38- ماجلا جووانویچ

39- پارمیس سعدی

40- علیرضا طاهر پور ( وبلاگ نویس )

41- علیرضا فیروزی ( روزنامه نگار و فعال حقوق بشر )

42- بنفشه توانایی

43- ساعد بهبودی

44- دلارام چگینی

45- حمید مافی

46- حمیرا غفاری

47- مجتبی سمیعی نژاد

48- کوهیار گودرزی

49- مینا اسلامی

50- امیر بستان منش

51- بهروز پرپایی

52- سیاوش بهمن

53- تانیا احمدی

54- فریناز آرین فر

55- نجات بهرامی

56- پرتو نوری علا

57- فرامرز طاهری

58- سمیرا پوینده

59- علی وفقی

60- مهرداد رحیمی

61- لاله حسن پور

62- محمدامین عابدین

63- سهیل آصفی

64- نوید مینایی

65- مریم امیری

66- نیما حامدی

67- عبدالرضا احمدی

68- اکبر رسولی

69- آیدا سعادت

70- فریده جلالی

71- مسعود به نژاد

72- شیما جوردهی

73- فواد شمس

74- بهرام فرزان

75- فرهنگ جلالی

76- تکتم هاتف

77- منوچهر اسد بیگی

78- بی تا یاری

79- زیبا حسنی

80- هادی رحیمی

81- مریم امیری امید نیکو

82- مریم پارسی

83- صابر آزاد

84- عباس رضایی

85- مهدی جعفری

86- سودابه نی فروش

87- سید محمد کاظم حسینی

88- شایا شهوق

89- فاطمه بهادری

90- نینا خالقی

91- پروین شکوهی

92- امیریاشار جوانبخت

93- اسماعیل مولودی

94- پروانه کاظمی

95- برزو اکبری پور

96- سیاوش صمیمی

97- اقبال نظرگاهی

98- بیژن بیجاری

99- کاوه کرمانشاهی

100- حمید علیزاده

101- شیدا لاریجانی

102- جهانبخش اسدی

103 - کژال بلوری

104 - جبار محمدی

105 - بهمن عليار

106 - مريم منفرد

107 - افسون جواهری

108 - شريف شهبازی

109 - جهانگير اديب پور

110 - سهيلا سراوران

111 - هادی خانی

112 - فواد منوچهری

113 - صباح ماموخ

114 - مینا حسینی

115 - رحمان قربانی

116 - سياروس درخشان

117 - نادر جماعتی

118 - ويدا حاجبی

119 - محسن ناصری

120 - كاوه مرتضايی

121 - حميد مشرف

122 - اقبال بيژن زاده

123 - سياوش محبی

124 - تقی خسروی

125 - حميد رشيديان

126 - شهلا قادری

127 - عبدالله مصطفی سلطانی

128 - فرزاد محمدی

129 - آناهيتا ملايی

130 - ژيان شهبازی

131 - امجد كريمی

132 - كيومرث عزتی

133 - كيهان عارفی

134 - مادح محمدی

135 - محمد رضا كردی

136 - حميد محمودی

137 - فرگل رکنی

138 - مهرنوش مرادی خسروی

139 - شمس الدين ارشدی

140 - پوريا دولت آبادی

141 - فريبا حاجبی

142 - احمد حسينی

143 - باقی ويسی

144 - خليل دشتی

145 - علی گنجعلی

146 - سوران اديب پور

147 - كبری اسماعيل زاده

147 - روناك عبرتگير

148 - كيومرث عبرتگير

149 - عبدالرزاق جلالی

150 -مختار كريمي

151 - حسين عارفي

152 - رضا احمديان

153 - همايون فرهادي

154 - سيمين اصفهاني

155 - شهرام درياني

156 - جمشيد حسيني

157 - علي جاويد

158 - پيام بابكان

159 - آزاد سرآشتي

160 - برزو شكوهمند

161 - صلاح الدين مام رستمي

162 - منصور حكيم زاده

163 - رضا اخگر

164 - بهمن تموزخواه

165 - مژگان شريعتی

166 - منصور بلوری

167 - طوبا قريشي

168 - صلاح رنج آور

169 - شادي صنايي

170 - خسرو غلامي

171 - رضيه خورشيدي

172 - فراست مرادي

173 - علي آجيكند

174 - شهرام رضايي

175 - عثمان خليلي

176 - مهوش

177 - آمد شريفي

178 - عمر پيرك

179 - رضا منوچهري

180 - كژال پرويزي

181 - فرهاد نادر محمودي

182 - ازلم آيدين

183 - اسماعيل حسيني

184 - امير بختيار

185 - هيبت احمدي

186 - جمشيد پيشياري

187 - ماهرخ درخشان

188 - بهروز درخشان

189 - طوبا صابر

190 - ميلا مسافر

191 - عبدالله كردپور

192 - محمد امين اسماعيل زاده

193 - رحيم بهرام زاده

194 - اسماعيل سالاري

195 - طهماسب وزيري

196 - نادر راكي زاده

197 - احمد نقيب

198 - اردشير حبيبي

199 - جلال آرامش

200 - فرج الابرجيان

201 - رضا ميرزايي

202 - محمودگرشاسبي

203 - علي كرباسي

204 - كورش حيدري

205 - مرتضي ستوده راد

206 - بهزاد ارمغاني

207 - صابر احمدي

208 - ثريا عطاري

209- رحيم عبدالرحيمي

210 - محمود پيشه ور

211 - اسد لنگرودي

212 - خه بات مصطفي رشيد

213 - شوكت علي محمدامين

214 - فرست ابراهيم حاجي

215 - گوهدار صلاح الدين بزاز

216 - تكينت بابا

217 - عبدالمجيدكامل

218 - سه ركه وت محمد حسن

219 - عبدالرحمان ناصري

220 - حسين بارزاني

221 - نامو خالد بابان

222 - كژال نجم الدين شريف

223 - بابان جبا

224 - آيشه بارزاني

225 - حسين برزنجي

226 - نازار برزنجي

227 - خوشناو جليل

228 - فرشيد صديقي

229 - آري هوشيار

230 - نيشتمان نوري

231 - عمر كریم فتح الله

232 - هوشيار محمود

233 - ف. بوتان

234 - كريم مسعودي

235 - شورش ناصري

236 - آسو عثمان

237 - صحنا عثمان

238 - ژيار بارزاني

239 - روني علي

240 - رحيم آوات

241 - بختيار رشيد فتاح

242 - محزون اورهان

243 - نعمت بازياني

244 - فاتح بازياني

245 - صلاح احمد فرج

246 - گيلاس كريم رسول

247 - رسول سوران

248 - سامي علي صالح

249 - شهلا عمر عبدالله

250 - توانا جلال

251 - سيامك ويسي

252 - عوني محمود

253 - شهرزاد جمال محمود

254 - كارزان كريم

255 - محمد فاضل

256 - عثمان خدر

257 - گلشن صالح

258 - طارق عبدالله

259 - شهلا عزيز

260 - گوران پيشرو

261 - نهايت گوران

262 - شهلا عبدالكريم

263 - اسماعيل كريم

264 - زولفيه زيبك

265 - سيامند محمودزاده

266 - قلندر برزنجي

267 - محمود كريم

268 - پاريزسامي علي

269 - گيلاس محمو سعيد

270 - محمد كاروان

271 - محمد عبدالكريم

272 - كاروان فرج

273 - زارا عبدالرحمان

274 - حه مه علي احمد

275 - صديق محمود

276 - كژال احمد

277 - كالي حمادي

278 - روا علي

279 - بندي حسن

280 - برهان آويسا

281 - سهام قادر محمد

282 - الروحام مولود

283 - كژال هورامي

284 - محمد

285 - به ناز محمد

286 - ابراهيم سامان

287 - بختيار جلال رضا

288 - آمانج هورامي

289 - سه ركه وت قادر

290 - بيان صديقي

291 - بهروز صديقي

292 - سوران قادر محمد

293 - عدنان قادر محمد

294 - طالب قادر

295 - نرمين محمد

296 - فرخ معاني

297 - مصطفی دانشفر

298 - مصطفی قاضی زاده

299 - محمد حسنخالی

300 - حميد مجيد ناصر برزويی

301 - محسن قزلجی

302 - سيامك حيدری

303 - موسي دانشفر

304 - محمد آجيكن

305 - بهروز لطفي

306 - علي وه ته ميشي

307 - هيوا محمودي

308 - حشمت مظفري

309 - فرزاد بختياري

310 - اسعد آذري

311 - احمد رنجبر

312 - صالح باياب

313 - شورش باياب

314 - صالح فاروقي

315 - سيروان الياسي

316 - يحيي صوفي

317 - وريا تيكان تپه

318 - اشكان كريمي

319 - طاهر عبد پناه

320 - ابراهيم برزگر

321 - صلاح فروغي

322 - هيوا لطفي

323 - ابراهيم برزگر

324 - محمد خضری

325 - عمر عصری

326 - عزيز رضايی

327 - رحمان عبداللهی زاده

328 - سيامند معينی

329 - ناصر رزازی

330 - سليمان چيره

331 - جينا توتاغاجی

332 - احمد لبادی

333 - سليمان كاوه

334 - مينا لبادی

335 - سليمان ربيعی

336 - عطا دباغی

337 - شهلا دباغی

338 - شهلا ايل بيگی اصلی

339 - رحيم باباطاهری

340 - زاگرس خسروی

341 - عمر مهتدی

342 - شميران احمدی

343 - پريوش سليمی

344 - سعيد سرهنگي

345 - خالد سيادت

346 - مسعود فريقی

347 - حامد كهنه پوشی

348 - علی رمضانی

349 - ريبوار رشيد

350 - كويستان داودی

351 - الان داودی

352 - اران داودی

353 - چيا هومر

354 - ادريس هومر

355 - ليلا رشيد

356 - سازان نجم

357 - سوزان قادر

358 - يوسف پاوه ای

359 - روفيا رمضانعلی

360 - شهلا عدنانی

361 - فاطمه عليزاده

362 - هيرش عليزاده

363 - گلاله عدنانی

364 - سوما عدنانی

365 - اسعد دورويی

366 - رضا لطفی

367 - سروه مجيدی

368 - هيوا مجيدی

369 - هيرو عدنانی

370 - مصطفی صوفی (قباغكندی)

371 - احمد فاروقی

372 - مصطفی جلالی

373 - كريم ايلخاني زاده

374 - حسين پناهی

375 - مهاباد قره داغي

376 - مصطفي گرمياني

377 - انداز هويزي

378 - سركش عبدالكريم

379 - كمال گرويسي

380 - سليم بابان

381 - شنه هدايتي

382 - هيژا بابان

383 - حسين سيدي

384 - كريم مولودي

385 - شاخه وان درخشاني

386 - اوين برزنجي

387 - نازنين برزنجي

388 - ناسك رشيد

389 - ليلا خضري

390 - هيژا كهنه پوشي

391 - رضا يغموري

392 - فهيم كاكی

393 - بهمن حيدري

394 - رحيم رشيدي

395 - احمد اسكندري

396 - كاوه غفوري

397 - بيژن شفيعي

398 - محمد احمد پور

399 - ريبين كوردستاني

400 - شمال صدر

401 - صلاح رحيمي

402 - قاسم چيره

403 - فرهاد جوانمردی

404 - خديجه نانوازاده

405 - فاروق مدرسی

406 - رسول محمدی

407 - آرام بداغی

408 - سامان شاسوار

409 - خسرو بايزيدی

410 _ تالان عارف

411 - ارام برازنده

412 - بها الدين اوجار

413 - ادريس له تيف

414 - گؤضه ند باراوي

415 - ئه سكه ر دلسوز

416 - تابين عارف

417 - فايق احمد

418 - صالح اماني

419 - شهلا احمدی

420 - ئايشه شاداب

421 - مينو احمد

422 - سامي محمد

423 - رزگار فرج

424 - رزگار مصطفي

425 - كارزان عمر

426 - فايق اولادي

427 - گزنگ حسن

428 - طه عبد الله

429 - انور دمود

430 - زكي فرصت

431 - سردار زانا

432 - محمد محمد

433 - ئه وين اسماعيل

434 - هه ردي رشيد

435 - سعيد زارابي

436 - شيوا عميدي

437 - گوين عميدي

438 - كريستينا نيلسون

439 - سوران صالح

440 - ماردين

441 - ضيان گلي


وبلاگ های حامی

1- قاصدک

2- پاسدارن فرهنگ ایران

3- شیخ شهر

4- آخرین سامورائی

5- اتوبوس آبی

6- صوفی

7- نوای آزاد

8- بابک خرمدین

9- آزاد

10- جنبش زنان برای برابری

11- افسون

12- وبلاگ دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین

13- اندیشه محبوس

14- بیداری جوان

15- ایرانیان گواه

16- شۆره‌شگێران

17- لینکستان ادبیات و موسیقی

18- رندانه

19- دلبر 14 ساله !

20- روی مدار زندگی

21- تا آزادی آناهیتا

22- کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

23- کمپین در بند

24- عمو لره

25- آخرین اخبار سیاسی ایران و جهان

26- وبلاگ خبری ایران آزاد

27- ۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس هاي ايراني از آزادی دانشجویان دربند

28- برای آزادی نسیم

29- آوای دانشگاه

30- کمپین آزادی و برابری

31- کمپین روزبهان امیری

32- کمپین کیوان امیری الیاسی

33- حرفهای گدا و فقیر

34- سیمرغ

35- کمپین علی کلایی

36- نگاه بی حجاب

37- بیانیه ها و فراخوان

38- فریاد

39- کمپین صالح کهندل

40- بنی آدمی حقانی

41- کمپین آزادی و برابری پلی تکنیک

42- حقوق بشر و آزادی

43- بیتر تولیپ


نهادی های حامی

1- کمیته مبارزه با سانسور در ایران

2- فعالان کمپین حمایت از دکتر حسام فیروزی

3- فعالا کمپین آزادی برای حشمت الله طبرزدی

4- فعالان کمپین آزادی برای سعید حبیبی و دانشجویان در بند

5- فعالان کمپین آزادی برای احمد باطبی

6- فعالان کمپین آزادی برای خالد هردانی و همراهانش


دارالترجمه زبان یاجوج نو و ماجوجه نو: اکتشافات نیو (!) سکولاری نوری قمری زکی لاریستی 1387 نو

نئو سکولاریسم  New Secularism قمری نوری نو
دارالترجمه زبان یاجوج نو و ماجوجه نو
http://che-0-che-0-che.blogspot.com/



ولايت فقيه
و مشکل حکومت ملی 2008 عجيب

اکتشافات نیو (!) سکولاری نوری قمری زکی لاریستی 1387 نو




«ولايت فقيه» و مشکل «حکومت ملی» /
شايد عجيب بنظر رسد که بگويم اعتقاد دارم هنوز بحث دربارهء ماهيت و کارکرد عنصر «ولايت فقيه» در «ساختار سياسی کشور ايران» بحد اشباع که سهل است به حد لازم هم نرسيده است…
علت اينکه من اين بحث های تفصيلی را کافی نمی دانم آن است که ...در عين حال، تصور خود آقای خمينی هم نسبت به انواع حکومت شکلی معوج داشت …
منظور من تکرار اين نکته است که آنچه بر ايران حکومت می کند چيزی بعنوان يک دولت ملی نيست… پس، می توان گفت که «ولايت فقيه» نظريه ای است که برای از بين بردن چهارچوب «دولت ملی» و گسترش همه جانبهء خلافت اسلامی می کوشد...
باری، مصلحت آن است که چشم ها را بشوئيم، حکومت اسلامی را يک «دولت ملی» تلقی نکنيم "!

جمعه گردی های ا. ن اعلا
(مخترع نئو سکولاریسم نوری قمری نو / کارچرخان نئو رئالیسم نیو آبگوشتی نو)
گوی ا.ن یوز
http://news.gooya.com/society/archives/069701.php
پایگاه موشکی نئو سکولاریسم New Secularism قمری نوری نو
http://www.newsecularism.com/Nooriala/032808-ES-Dr.No.htm
آدینه 9 فروردین 1387/ 28 مارس 2008

پایگاه موشکی نئو سکولاریسم  New Secularism قمری نوری نو جمعه گردی های  نوری


Thursday, March 27, 2008

الفبای سرخ : تا وقتی دروغ و زشتی و زندان هست من نمی توانم برای نوروز واژه برقصانم

الفبای سرخ
نصور
چهارشنبه هفتم فروردین 1387
http://nasour.blogfa.com/


من نمی دانم صد سال به کدامین سال؟


ناز گل بهاری نادیده، نشسته ای و با دو چشم گشوده در برهوت آگاهی، دستهای خورشیدت را به زمین می رسانی و به واژه می رسانی ام...

سرت را که بالا میگیری، یکی می بوسدت.

این خیلی خوب است ولی همین یکی بقول فروغ "در ذهن خود طناب دار تو را می بافد".

سال نو مبارک

وقتی من پیرتر و فرسوده تر می شوم، می خواهم صد سال سیاه نو نباشد.

صد سال به این سالها

من نمی دانم صد سال به کدامین سال؟

صد سال به این سالهای سرد و تکراری؟ بی حاصل و ممتد؟ سالهایی که جز فرسودگی هیچ سوغات دیگری ندارند.

این زمان نیست که می رود

من و تو و هزاران آرزوی دست نایافته است که در یک عبور ساده از زمان رنگ می بازد. گم می شود. می میرد.

زمان می ایستد و ما لنگ لنگان از برابرش می گذریم...

پانوشت: قرار بود جشنواره سرگرم کننده و جالب باشد ولی من انگار عادت کرده ام که مثل ته خیار، تلخی سال ام را به نوروز بچسبانم و ناخودآگاه از اینهمه سیاهی در جهان به مویه بنشیتنم.

راستش تا وقتی دروغ و زشتی و زندان هست من نمی توانم برای نوروز واژه برقصانم.

..............

نظرات


سمیرا

اما حقیقت همینه
باید بین دروغها باشی
تا ارزش حقیقت قابل درک باشه...

(من لینکتون کردم امیدوارم جسارتم رو ببخشید..)

یک فتحی

هدف ما از شرکت کردن شما در جشنواره این بود که شما را تشویق کنیم که هر چه زیباتر بنویسید. نمی گویم زیبایی را بنویسید بلکه هر چه که دلتان می خواهد را زیبا بنویسید حتی زشتی ها را. برای همین هم در جشنواره شرکت داده شده و مطالب شما به صورت روزانه مطالعه خواهد شد. حضورتان مبارک.

در ضمن موسیقی روی وبلاگتون هم قشنگ بود. ممنون

بیات

گل گفتی:
"صد سال به کدامین سال؟

صد سال به این سالهای سرد و تکراری؟ بی حاصل و ممتد؟ سالهایی که جز فرسودگی هیچ سوغات دیگری ندارند"

نویسنده: شاه شمشاد قدان

نصور عزيزم
تو اگر اينگونه بيانديشي ، اين موج نااميدي و دريغ و افسوس را ناخواسته يا خواسته در فضاي وب مي پراكني و بر خوانندگانت تاءثير منفي ميگذاري ، نا اميدي دردي ما از ما دوا نميكند دوست من .
ما كه شامل من است و تو و همه ء آنهايي كه مانند من و تو به آزادي و سربلندي ايران و ايراني مي انديشند وظيفه داريم سعي كنيم در اين سال نو باقلممان ، وبلاگمان و مهر ومحبت مان راهي بيابيم به آينده اي بهتر و سالي بهتر براي اين مردم و اين سرزمين .
قدم ها ي كوچك من و تو و قلم هاي سازنده من و تو بايد آينده را به كنند.
باقي بقايت.

نویسنده: میلاد

خیلی زیبا بود...


Wednesday, March 26, 2008

با درود به سعدی و هادی خوجینیان

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج



این چه حرامزاده مردمانند که
سر زمین تو
را
خطرناک الورود "معرفی" کرده اند

و... (به عنوان مثال و مشت نمونه خروار )...

خانه عفاف اینترنتی-ازدواج موقت را طاق واز گشوده اند



Tuesday, March 25, 2008

خُسن آقا به مکتب می‌رود


خُسن آقا به مکتب می‌رود!


هفت سال پیش وقتی که نوشتن را در دیار وبلاگ نویسان شروع کردم، حتی در خواب هم نمی‌توانستم ببینم که این مقوله هفت سال دوام خواهد آورد. چه طنزی! معمولا انسان وقتی هفت ساله می‌شود به مدرسه می‌رود! شاید خُسن آقا هم که حالا هفت ساله شده مجبور شد از فردا به مدرسه برود!

آخه مرا چه به نوشتن! منی که نمره انشاء و املایم هیچگاه از مرز قبولی و گاهی اوقات حتی زیر آن عبور نکرده بود را چه به نوشتن! آن هم مسائل پیچیده اجتماعی!

یادم می‌آید سالهای اول دوری از خانه و کاشانه، همیشه با مادرم کلنجار می‌رفتم تا بلکه از زیر بار مسئولیت نوشتن نامه شانه خالی کنم و اگر تن به این کار می‌دادم هیچگاه بیشتر از پنج شش خط، آن هم با ده‌ها غلط نمی‌شد.
باور کنید وقتی می‌گویند "خواستن توانستن است" راست می‌گویند، اگر چیزی را از ته قلب خواسته باشیم یقینا به آن دست پیدا می‌کنیم.

شکسته نفسی نیست اگر بگویم که نگارش من بدون کمک دوستانی که در این سالها نوشته‌های مرا خوانده‌اند و با صبر و حوصله، لطف و محبت در تصحیح آن به من کمک کرده‌اند هیچ گاه به این حد و مرز ناقابل هم نمی‌رسید.

حد اقل می‌توانم از روی شواهد بگویم که کار ما وبلاگ نویسان مخالف رژیم، خاری است در چشمان حکومت. پس همین مساله ما را مجبور می‌کند تا به نوشتن ادامه دهیم و همچنان خاری باشیم در چشمان حکومت.

چند هفته پیش با خواهرم صحبت می‌کردم می‌گفت، دیگر حتی دسترسی به وبلاگ چنچنه هم در ایران برایش میسر نیست. از من می‌پرسید مگر جدیدا مسائل بخصوصی را در آن یکی وبلاگ مطرح می‌کنم که حکومت آنرا هم سانسور کرده؟ در پاسخش گفتم، این اراذل می‌خواهند صدای ما را خاموش کنند، حالا فرقی نمی‌کند که سیاسی بنویسیم یا دستور غذا، یا در باره هر پدیده دیگری. اینها می‌دانند که ما مخالف حکومت ننگینشان هستیم در نتیجه صدای‌مان را می‌خواهند خاموش کنند.

این غزل حافظ را بخوانید و آویزه گوش کنید، چه این دوران هم به پایان خواهد رسید و حکومت ننگین آخوندی هم روزی نه چندان دور به جهنم خواهد پیوست.

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نمانده و چنین نیز هم نخواهد ماند
سحر کرشمه صبحم بشارتی خوش داد
که کس همیشه به گیتی دژم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
بیار جام که دوران جم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه‌ی هستی رقم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاک راه شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

Monday, March 24, 2008

حامله ها و حاملین خاله زنکی و عمو مردکی نو

شخصيت های فرهنگی و اجتماعی به پرسش های «بنياد ميراث پاسارگاد» پاسخ می گويندwww.pasargadfoundation.com
دارالترجمه زبان یاجوجه و ماجوج
http://che-0-che-0-che.blogspot.com/


نشانه های مستند و روشن و تاریخی
حامله ها
و حاملین "
سکولاریسم (!)" خاله زنکی
و عمو مردکی
نو


"چند سالی است که به اين نتيجه رسيده ام که زن ها حاملين فرهنگ و سنت های غير مذهبی و زمينی هستند و مردها حاملين سنت های مذهبی و آسمانی. و حاضر هم هستم که اين نکته را با نشانه های(حداقل در ارتباط با سرزمين خودمان) ثابت کنم... به هر حال بايد گفت خوش به حال زن های پاکستان که با وجود داشتن کشوری بدون ثروت و فقير و بشدت متعصب و مذهبی، حضور زن هاشان در عرصه های بالای سياسی و اجتماعی به مراتب از زن های ما بيشتر است" !

حاج خانوم شکوه نیو سکولار زادگی
(که یک سا ل و اندی پیش، افتخارات نیو سکولاری "مشرف" شدنش به حجر الاسود را
"بایگانی" کرد؛
روشن و مستند تاريخی !"کارکردهای شگفت
New (!) Secularism ا.ن لاین حامله های "سکولاریسم" نو
http://www.newsecularism.com/Az-Negaah/AZN-032208.htm
شنبه 3 فروردين 1387 ـ 22 مارس
2008
لابد بزودی در گوی ا.ن یوز
.................

"در مراسم خاکسپاری و ختم ها در ايران رسم نبوده و نيست که زن ها بروند و سخنرانی کنند؛ به خصوص اگر که اين مراسم جنبه ای عمومی هم داشته باشند. اما خانم شيرين عبادی اين سنت را شکسته و در مراسم خاکسپاری دکتر پرويز ورجاوند سخنرانی کرده اند. ... گفته می شود که در برنامه ريزی خاکسپاری قرار نبوده که خانم عبادی صحبت کنند و اين اقدام ابتکار خود خانم عبادی بوده است" !

حاج شکوه خانوم
اهل بیت ا.ن. نیو سه کولار ی
http://www.puyeshgaraan.com/Qalamro/Az%20Negaah-Word/Aznegaah-Word-061507.htm
بيست و پنجم خرداد 1386 / پانزدهم جون 2007

نگاه عصباتی به گذشته، حال وآینده ی سوال برانگيز و دسته ی چا قو برانداز

نگاه نیک‌آهنگ کوثر به گذشته، حال وآینده
http://nikahang.blogspot.com/


سخنان سوال برانگيز


سيد محمد خاتمی معلوم نيست در کدام عالم سير می​کند. بعد از شکست اصلاح​طلبان در انتخابات مجلس سخنانی می​گويد که از نظر مسوولان کشور به نوعی می تواند مقدمه براندازی محسوب شود.

این خبر را بخوانید:

محمد‌خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران اعلام کرد، "در نظام جمهوری اسلامی مردم حق دارند اگر حکومتی را نخواهند؛ بدون توسل به زور، با راي خويش آن را با حکومت ديگری عوض کنند."

فراتر از عجيب بودن سخنان خاتمي، چند سوال وجود دارد.

۱- آيا منظور خاتمی از حکومت، دولت و قوه مجريه است يا کل مجموعه؟ اگر دولت است، که هر دولتی طی انتخابات ریاست جمهوری می​آید و می رود و نیازی به این حرف​ها نبود. اگر کل مجموعه است، حرفش اندکی نقيض خودش خواهد بود. 'نظام' که نمی​آيد شرايط آمدن 'جانشينش را فراهم کند! 'نظام' که نمی​آيد امکان رای دادن به غير را بدهد.

۲- چند سال پيش که بحث امکان رفراندوم قانون اساسی در مجلس مطرح بود برای ايجاد تغييرات در ساختار قانونی کشور، که خلا​های قانونی را با توجه شرايط حال حاضر برطرف کند، خود سيد محمد خاتمی يکی از بزرگ​ترين مخالفينش بود. به عبارتي، خاتمی مانع اصلی اصلاح قانون شد.

۳- حاکميت موجود، جلوي هرگونه تغيير و بلند شدن صدای مخالف را آنچنان گرفته که هر حرکت صنفی نيز تلاش برای براندازی محسوب می​شود.

۴- خاتمی به نوعی سخن از اعتراض بدون خشونت زده. کدام اعتراض ملايمی پاسخی جز خشونت گرفته است؟

چند نکته:

خاتمی چرا اين حرف را الان می زند؟ آيا اين به معنای تایید بن​بستی نيست که از مدت ها پيش سخن از آن می​رفت؟ خاتمی چرا اين همه صبر کرد تا بعد از اخراج از حاکميت و نه خروج از آن چنين موضعی در برابر قدرت بگيرد؟ آيا اگر در زمانی که قدرتی داست اين کار را مي​کرد، تاثير بيشتری نداشت تا الان که عملا بعد از انتخابات مجلس، اصلاح​طلبان وزن کمتری هم پيدا کرده​اند؟

آيا زدن اين حرف تلاشی برای جلب رضايت مردمی نيست که مدت​هاست اصلاح​طلبان را نمی بينند و يا نمی​خواهند ببينند؟

آيا اين سخن تلاشی برای زنده​کردن اصلاحات درون حکومتی نيست؟

بايد نشست و ديد که اصولگرايان با چه ديدی به نقد و يا نفی موضع جديد خاتمی برخورد خواهند کرد. گمان نمی​کنم اين حرف​ها بدون جواب بماند، ولی بايد صبر کرد و ديد.

نکته تاريخی: چاقو دسته خودش را نمی​برد و بالعکس.

Friday, March 21, 2008

خداوند این کشور را از دشمن دوست نما حفظ نمای

تقویم تبعید فرهاد حیرانی


به امید پاسداری از
فرهنگ ملی و بزرگداشت هویت ایرانی



بریده باد دست دشمنان هویت و فرهنگ ملی ایرانیان:
متاسفانه بسیاری از سایتها که خود را دایه ی مهربانتر از مادر برای مردم ایران میدانند
از توجه به بزرگترین عید ملی ایرانیان چشم پوشی کرده اند!
سایت شیعه نیوز : در این سایت هیچ خبری از نوروز نیست !
سایت شیعه آنلاین : در این سایت هم خبری از نوروز نیست !
سایت های تابناک ، ایسنا ، آفتاب : تنها به پیام نوروزی رهبر و رئیس جمهور
اکتفا نموده و از تبریک خود داری کرده اند!
در سایت گویانیوز هم هنوز فقط در بخش کشکول سیاسی نوروز تبریک گفته شده
ولی از زبان مسئولین سایت مطلبی نمی بینیم.
امروز اول فروردین سال 1387 و دقیقا 6 ساعت از ورود به سال جدید میگذرد
جالب است سایت دویچه وله آلمان نوروز را به ایرانیان تبریک گفته اما آنان که
خود را هموطن مردم مینامند و داعیه دفاع از حقوق آنها را دارند ، از پذیرش
اعتقادات ملی ملت غافل و حتی گستاخی را بدانجا رسانده اند که سعی در محو و یا
بی اهمیت جلوه دادن رسوم و اعتقادات ملی ایرانزمین می نمایند.

خداوند این کشور را از دشمن دوست نما حفظ نماید !

----------------------------

پی نوشت :
گویا نیوز صفحه اول خود را "اصلاح" نمود که جای تقدیر دارد.
سایتهای خبری العالم (فارسی) و شهاب نیوز هنوز خبری از نوروز منتشر نکرده اند.
کاش کسی پیدا می شد و به این سایتها اطلاع میداد مردم ما از ماه اسفند خود را برای
تحویل سال آماده میکنند و تا نیمه فروردین به انجام مراسم ویژه سال نو مبادرت مینمایند.

نمایه ها: 1387 پنجره ی همیشه بهار به سوی 1387دیدگاه ایرانی پراکنده در جهان

نمایه ها
http://www.cyrusnews.com/news/digaran/?limit=500



1387 پنجره ی همیشه بهار
به سوی 1387 دیدگاه


"فهرست وب ایرانی: نمایه ها" در نیمه مهرماه 1385 با گشودن 550 پنجره به سوی 550 دیدگاه ایرانی پراکنده در جهان، شروع به کار کرد و اینک با 1387 پنجره بزرگترین وبنمای ایرانی است.
در مورد استثنایی بودن "نمایه ها" لازم به یاد آوری است، که مدتهاست چند تن ازوبلاگنویسان "نتوانسته اند" یا نخواسته اند در وبلاگشان مطلبی منتشر کنند، یا وبلاگشان به ناگهان ناپدید شده است. اما آنها همچنان در "نمایه ها" حضور دارند، با نمونه های دیدگاهشان. چرا که کل "فعالیت" کامپیوتری "فهرست وب ایرانی: نمایه ها"، (بجز "ثبت" یا "حذف" نام و آدرس منابع) به طور اتوماتیک انجام می گیرد و "نمایه ها" به طور بیست و چهار ساعته و بدون استثنا از نشانی های ثبت شده سراغ می گیرد و هر روز چند بار 500 تیتر مطلب ارائه میکند؛ 500 تیتر مطلب جدید یا قدیمی... یا هردو!... به همین دلیل ممکن است باز شدن این وبنما کمی طول بکشد:
< امور فنی بوجود آمدن "فهرست وب ایرانی: نمایه ها" را صرفا مدیون آقای پرویز هراتی نژاد هستیم و باعث خوشوقتی است که آژانس خبری کوروش موافقت کرده است، که این وبنما "میهمان" سایت معتبر کوروش باشد. آوردن اسم یا لوگوی نمایه ها در منابع ثبت شده الزامی نیست


مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور

نمایه ها و فهرست وب ایرانی

گشودن 1387 پنجره
به سوی 1387 دیدگاه ایرانی پراکنده در دنیا
فقط "آغاز" است

barou@public-files.de

Thursday, March 20, 2008

هم آوا : جنبشهای اجتماعی و سالی که گذشت

سجاد نیکنام
هم آوا
http://hamava01.blogfa.com/


جنبشهای اجتماعی و سالی که گذشت

سجاد نیکنام: سال 86 با تمام تلخیها و خوشیهایش رو پشت سر نهادیم و بی شک سال گذشته دستآوردهای بسیاری برای جنبشهای اجتماعی ایران به دنبال داشت. البته شاید بسیاری سعی بر این داشته باشند که این دستآوردها را کم رنگ یا بی ارزش جلوه دهند ولی مسلماً ارزش فعالیتهای رو به رشد سال 86 را، فعالین مدنی و حقوق بشر ایران بیشتر از همه درک خواهند کرد که مطمئناً تجربیات بسیاری برای آنها به دنبال داشته است. زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان، اقوام ایرانی و ... هزینه های متعددی را در این سال متحمل شدند و همین ارزش کاری را که آنها شاید به تنهایی بر انجام آن همت نموده اند، بیشتر جلوه گر میسازد و امید که در سال 87 دیگر احساس تنهایی نکنند و بیش از پیش در نیل به اهدافشان موفق باشند.

اما در حالی به پیشواز سال نو رفتیم که فعالین بسیاری هفت سین خود را امسال در محبس چیدند و نه تنها این فعالین مدنی دور از اعضای خانواده خویش، سال را نو کردند، بلکه خانواده های رنج دیده آنها نیز با تلخیهای بسیار به پیشواز سال 87 میروند و کاش در تعطیلات نوروزی آنها را که برای من و تو امروز در شرایط سختی به سر میبرند، فراموش نکنیم و حداقل خانواده هایشان را از غم دوری عزیز خارج و دقایقی شایداندک، شادی را به دلهایشان بنشانیم و دعا کنیم که سال 87 سالی سرشار از سربلندی و پیروزی برای ایران و ایرانی باشد و مردم و مسئولین با درکی متقابل از شرایط هم، امسال را سال برآورده ساختن مطالبات ملیمان قرار دهیم و آرزو کنیم که دیگر در پایان سال 87 و به همت مردم و مسئولین آگاه به خواسته های ملی و مدنی، رنجی که هم اکنون میهنمان با آن روبرو هست، نداشته باشیم و دیگر هیچ ایرانی ای صرفاً به جهت ابراز عقاید خود و مطالبه خواسته های بحق خویش، بازداشت را تجربه نکند.

Tuesday, March 18, 2008

به امید روزی که اجازه ندهیم حضورمان در انتخابات را تائیدی بر اعمال شیوه های حذف و شکنجه خودمان ارزیابی کنند

تقویم تبعید فرهاد حیرانی
http://farhadheyrani1.blogfa.com



نفع رژیم از دو مرحله ای کردن "انتخابات"


در سال ۱۳۵۸ و برای تشکیل اولین مجلس شورای ملی که بعدها با حذف "ملی(!)" به مجلس (بخوانید مسجد ) شورای اسلامی تغییر نام یافت ، هنوز شورای نگهبانی وجود نداشت و هنوز مجلس چهارمی تشکیل نشده بود تا در اقدامی بدیع (!) قانون نظارت استصوابی را جهت تائید ( بخوانید تعیین ) صلاحیت نامزدها تصویب ( بخوانید اختراع ) نماید.

در آنزمان برای جلوگیری از ورود نامزدهای گروههای مخالف مانند مجاهدین خلق و فدائیان ، قانونی به تصویب رساندند تا فقط کاندیداهایی حق ورود به مجلس را داشته باشند که در دور اول انتخابات به اکثریت مطلق آرا دست
یابند. تصور میکنم نظر بر کسب بیش از 50 درصد آرا بوده . در روز ۲۴ اسفند و در جریان انتخابات هشتمین دوره مسجد اسلامی فقط نامزدهائی که در دور اول موفق به کسب یک چهارم آرا شده باشند ، مجوز حضور در مجلس ( بخوانید مسجد ) را بدست آوردند و به تعداد دوبرابر کرسی های خالی ، کاندیداهای حائز بیشترین آرا به دور دوم انتقال یافتند.

شاید برای شما هم این سوال مطرح شده که هدف مسئولین جمهوری اسلامی از دو مرحله ای کردن انتخابات چیست؟

برای شفاف شدن مسئله موردی در نظر میگیریم ، تصور کنید در شهری که یک میلیون و پانصد هزار نفر شرایط رای دادن دارند انتخابات مجلس برگزار شود و از این تعدا یک میلیون نفر در رای گیری شرکت کنند. و قرار باشد فقط ده نفر نماینده برگزیده شوند. در این فرض از یک میلیون شرکت کننده ، هشتصد هزار نفر هوادار گروه راست و دویست هزار نفر طرفدار گروه چپ باشند ، پس در حالت عادی میبایست هشت نفر از راستگراها و دو نفر از چپگراها به مجلس راه پیدا کنند تا بتوانند از حقوق عموم مردم دفاع کنند . بعبارت دیگر ، و طبق این مدل فرضی ، برای دویست هزار نفری که چپگرا هستند ، بدلیل بدیهی وجودشان و حضورشان در جامعه ، الزاما بایستی تعدادی نماینده به نسبت جمعیتشان ، در مجلس حاضر باشند تا نظرات آنها را هم بازگو کنند. هرچند در تصویب قوانین شاید بدلیل در اقلیت بودن نتوانند لوایح مورد نظرشان را به تصویب برسانند . واضح است که در صورت انتخابات سالم ، از ده نفری که بیشترین آرا را بدست میآورند ، هشت نفر راستگرا و دو نفر چپگرا خواهند بود.

اما با تغییر قانون و شرط احراز حداقل ۲۵ در صد آرا ، فقط و فقط نمایندگان جناح راست به مجلس راه پیدا میکنند و برای دو کرسی خالی ( از ده کرسی ) چهار نفر به دور دوم راه می یابند که باز بنا به فرض اولیه و حضور هواداران دست راستیکه اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، دو نفری که در دور دوم به مجلس راه مییابند بازهم از راستگراها خواهند بود.

به بیان دیگر با وجود چنین قانونی ، اکثریتی از مردم همیشه کنترل همه مردم را در دست خواهند داشت و در نتیجه ، اقلیت جامعه نادیده انگاشته خواهد شد. یعنی مسئولین با توجه به در دست داشتن اکثریت نمایندگان که سدی ست بزرگ برای تصویب قوانین مورد نظر گروه اقلیت ، حتی به این حد هم قانع نیستند و حتی ، حتی ، حتی حاضر نیستند تا این گروه در مجلس حاضر شود تا نظرات خود را بیان نمایند ، یعنی (!) از شنیدن صدای مخالف هم وحشت دارند. در صورتی که مجلس شورا در جوامع آزاد تعریفی دارد مبنی بر حضور نمایندگان آحاد ملت برای دفاع از حقوق همه مردم.

بنا به فرض اولیه که تعداد یک میلیون نفر در چنین انتخاباتی شرکت کرده اند در می یابیم که آرای دویست هزار نفر باطل خواهد شد و اگر این تعداد را بنا به وضعیت موجود ایران چهل میلیون نفر در نظر بگیریم ، آنچه آشکار میگردد حقیقت تلخی ست بنام نادیده گرفته شدن بیش از ۸ میلیون رای دهنده !

موضوع آنگاه فاجعه نام میگیرد که بدانیم مسئولین حکومتی حتی به اینهم قانع نیستند و با رد صلاحیت ها ، امکان حضور اکثریت قابل توجهی از نامزدها را از بین برده اند . یعنی اصل رقابت تبدیل به دایره رفاقت میگردد !

بر همین روال در می یابیم آنچه تعدادی از افراد در تشویق مردم به شرکت در انتخابات مطرح میکنند ، تنها بدلیل حمایت از حکومتی است که نظر به حذف دگر اندیشان دارد. حال اینکه چه توجیهی میتوانند برای حقانیت دیدگاه خود ابراز دارند ، حقیقتا شنیدنی است به شرط آنکه ناله های خود را از عدم صحت و سلامت رفراندوم قطع کنند .

با توجه به تعریف مقام و موقعیت " ولایت فقیه " در جامعه ، اظهار نظر آقای خامنه ای مبنی بر حضور هواداران دولت در مجلس (مسجد ) شورای اسلامی که تعبیری جز حکم حکومتی و فتوا نخواهد داشت ، با توجه به قوانینی که حتی در صورت صحت انجام انتخابات ، نتیجه ای جز حذف آرای بسیاری از مردم ، نخواهد داشت و با توجه به نحوه برگزاری رفراندوم که با رد صلاحیت ها آغاز و با شمارش دور از انظار آرا به پایان رسیده ، دوستانی که همگام با ذوب شدگان در ولایت در انتخابات شرکت نموده اند ، چه توقعی از اعلام نتایج آرا داشته اند که اینک بر خلاف انتظار و خواسته شان می باشد.

شاید اولین درس دموکراسی ، صداقت در عمل و بیان خواسته ها باشد، چیزی که متاسفانه در جمعیت به اصطلاح اصلاح طلب یافت نمی شود. تنها و تنها با تحریم انتخابات میتوان حضور مردم را در نفی شیوه حکومت و اعمال مدیریت مسئولین تاثیرگذار یافت .

به امید روزی که برای خودمان ، خواسته هایمان ارزش قائل شویم و اجازه ندهیم حضورمان را تائیدی بر اعمال شیوه های حذف و شکنجه خودمان ارزیابی کنند.


Sunday, March 16, 2008

زن مسلمون برنده جایزه نوبل "نیو(!) سکولاریستی": روشنفکر لاییک خیلی خر است!... و چه و چه

دارالترجمه زبان یاجوجه و ماجوج
http://che-0-che-0-che.blogspot.com/



گزارش اختصاصی سفر "نیو (!) سکولاریستی"
(16 مارس 2008)

حاج خانوم شیرین 2005 میلادی نوری قمری نو
New Secularism سکولاریسم نوری قمری نو
" مصاحبه اختصاصی...
خانم شیرین عبادی به مدت سه روز (از پنجم تا هفتم نوامبر 2005)
مهمان رسمی " انجمن قلم دانمارک" بود ند. رضا رحیم پور خبرنگارآزاد، نویسنده و از سال 1997 عضو انجمن قلم دانمارک میباشد.
این مصاحبه اختصاصی با خانم شیرین عبادی در کپنهاگ و به تاریخ ٧ نوامبر 2005 انجام شده است


رضا رحیم پور: خانم شیرین عبادی... شما، شیر زنی از اکباتان و فرزند خلف کوروش کبیر با پیامهای صلح و دوستی تان ... خودتان را یک روشنفکر لائیک میدانید یا یک روشنفکر مذهبی؟

شیرین عبادی: ... روشنفکر یعنی روشنفکر و دیگر لائیک ومذهبی ندارد... این چنین خط کشی ها بین انسانها، آنها را از هم دور میکند...

رضا رحیم پور: درمصاحبه ای با اشپیگل در٢٠ فروردین ماه ١٣٨٣ فرموده اید که اسلام با دمکراسی در سازگاراست. پرسش من دراین رابطه این است که اصولا نه تنها اسلام، بلکه تمامی مذاهب وهمچنین ایده لوژیها ذاتاً نمیتوانند با دمکراسی در سازگار باشند، چرا که تمامی مذاهب وایده لوژیها بنابر تعریف خودشان، معتقدند که تنها خودشان حقیقت را کشف کرده اند وبقول دانمارکیها "جوازوحق اختراع حقیقت" تنها دردست آنهاست، در حالیکه در نظام دمکراسی حقیقتی یکتا ویگانه وجود ندارد وکلا ًهمه چیز، حتی حقیقت، بُعدی نسبی دارد.

شیرین عبادی: اشتباهی که روشنفکران ایرانی میکردند این است که یکسره خط بطلان برروی مذهب میکشیدند...
  دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج سکولاریسم نو New Secularism   وآنهاهم حتما دلایلی دارند. اما این حرف توی کتابخانه ها باقی ماند و نتیجه آن راهم دیدیم که نتوانست بین مردم نفوذ کند. برای اینکه مردم عادی دلشان میخواست که دین ابا واجدادی خودشان را داشته باشند ... اما من گفتم، شما بیایید این قضیه را ازسوی دیگرشیشه نگاه کنند. بگوید که هرکس میتواند دین خودش را داشته باشد واصلا مهم نیست. اما اینکارهایی که حکومت های اسلامی بنام اسلام می کنند، اسلام نیست و اسلام میتواند تفسیرهای مختلفی داشته باشد. چرا ما بایستی حتماً تفسیری را انتخاب کنیم که ضد دمکراسی باشد؟ اسلام مانند هر دینی میتواند تفسیرها مختلفی داشته باشد. ... اسلام میتواند تفسیرهای مختلفی داشته باشد... س بنابراین موضوع برمیگردد که چه تفسیری ازاسلام و اینکه حکومتها چگونه اسلام را تفسیرمیکنند... حکومتها، اسلام را طوری تفسیرمیکنند که با دمکراسی همخوانی ندارد ... برخی ازروشنفکران ما هم دراین دام پا میگذارند و یکسره روی مذهب مردمِ خط بطلان میکشند... ما وقتی به تاریخ اسلام نگاه میکنیم، میبینیم که رسول خدا بعد از اینکه مکه را فتح کرد، حکومت تشکیل داد... جالبتراینکه حضرت رسول گفت که تنها بیعت مردان با من کافی نیست ومن میخواهم با زنها نیز بیعت کنم. برای اینکه هرچند من پیامبرشما هستم ولیکن حکومت میکنم، یعنی بین شما قضاوت میکنم و برشما حکمفرمایی میکنم وبه رای همه شما احتیاج دارم. چون به عرف آن زمان دست دادن زن و مرد جایز نبود، عرف وسنت زمان نمی پسندید، [پس]حضرت گفتند یک طشت پرازآب بیاورند و دست خود را درآن گذاشت وبه زنان گفت که هرکس که میخواهد با من بیعت کند، دست خود را درطشت آب فرو کند وزنان به آنصورت رای دادند. یعنی حق رای ازآنجا شروع شد...

رضا رحیم پور: ولی خانم عبادی پس در اینصورت شما معتقد ید که اسلام بایستی یک رفرم را از سر بگذاراند، چرا که ما درهمین ایران خودمان می بینیم که مسلمانان سنی ما ودیگراقلیتهای مذهبی همچو زرتشتیان، کلیمیها ومسیحیان حق ندارند رئیس جمهورشوند و یا انتخاب زنان ایرانی بعنوان قاضی وحتی رئیس جمهوری امکانپذیر نیست. آیا شما فکر نمیکنید که یک رفرم دراسلام ضروری باشد؟

شیرین عبادی: ما مطلقا یک رفرم در اسلام را احتیاج نداریم.... ما به رفرم در اسلام احتیاج نداریم، بلکه رفرم در طرز تفکر متولیان مذهب [را] احتیاج داریم. یعنی ما درحقیقت به تفاسیرجدیدی از مذهب نیازمندیم ... آنچه که شما بدان اشاره کردید مربوط است به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همانطویکه گفتم اصلاً ارتباطی با اسلام ندارد... اما اگر[ما] این مسئله راعوض بکنیم، اسمش رفرم دراسلام نیست، بلکه بازنگری واصلاح قانون اساسی [جمهوری اسلامی] است.

رضا رحیم پور: خانم عبادی شما در مصاحبه ای با سرویس سیاسی رفاه فرمودید که اهمیت کرامت انسان در اسلام بیشتر از منزلت آن در "اعلامیه حقوق بشر" است و درجای دیگری فرموده اید که قرآن کریم خیلی تکمیل ترازحقوق بشراست. آیا میشود شما دراین دوباب، یک مثال از قرآن مجید بیاورید؟

شیرین عبادی: اعلامیه جهانی حقوق بشرکه همه ما قبولش داریم و [بدان] معتقدیم، استانداردی است بین المللی برای چگونه زیستن و اختصاصی به مذهب خاصی ندارد. خاص غرب نیست و در همه جای دنیا وبا هرمذهب وتمدنی قابلیت اجرائی دارد. این اعلامیه درسال ١٩٤٨به تصویب رسید واسلام مربوط است به پانزده قرن قبل! ... من به شما گفتم حضرت رسول درمقام پیامبر از زنان بیعت گرفت، یعنی اینکه به آنها حق رای داد.... تکرارمیکنم، اسلام با دمکراسی مخالف نیست...

رضا رحیم پور: خانم عبادی شما درجائی فرموده اید که ازانقلاب اسلامی درسال ٥٧ تا کنون وضعیت حقوق بشر درجمهوری اسلامی نسبت به قبل ازانقلاب بهبود یافته است واین چیزی بود که تعجب بسیاری ازجمله من و دوستانم را برانگیخته است، که چطورامکان دارد شما، سنگسارزنان و یا اعدامهای هزار نفری مرداد وشهریور٦٧ را با اعدامهای بیژن جزنی وده تن ازرفقایش، مقایسه کنید؟ هرچند که هردوعمل ازنظرما از بیخ و ُبن محکوم هستند، ولی منظورم این است که بنظرمن وضعیت حقوق بشر درایران بدترازپیش هم شده است.

شیرین عبادی: ازمن سئوال شد که وضعیت حقوق بشر درایران درطول زمان چطور است.[ من] گفتم به نسبت سالهای اول انقلاب، سالهای ٨٣ و ٨٤ وضعیت ما بهتر شده است و من الان هم همین را میگوییم.... هرکس معتقد است که سالهای حقوق بشردرسالهای ٨٣ و٨٤ ازسالهای ١٣٦١ و ١٣٦٢ بدتر است، بایستی درقضاوتش کمی شک کرد!

رضا رحیم پور: خانم عبادی، پرسش دیگر من در رابطه با کاریکاتورهای بنیاد گذار دین اسلام، محمد، است که شما نیز در جلسه دیروز هم آنرا مطرح کردید. مسئله ای که برایم بسیارمهم است اینکه شما میفرمایید که بایستی به ادیان دیگر احترام گذاشت، که بی شک باید اینکاررا کرد، ولی با دیگرایدئولوژیها چه؟ برای نمونه، خوب افرادی هستند که حتماً ازکاریکاتورهای کارل مارکس و لنین ناراحت میشوند، در اینصورت نمی شود هر گروهی بیاید و بگوید ما از کاریکاتور کشیده شدن رهبرمان ناراحت میشویم، پس بنابراین ما بایستی ازانتقاد و کرتیک از آنان صرف نظر کنیم؟

شیرین عبادی: یک روزنامه، کاریکاتور حضرت محمد را به مسابقه میگذارد. این دیگرخلاقیت هنری نیست ومسلمانان ازاین مسئله عصبی میشوند. اگر این روزنامه مذاهب دیگر الهی همطراز اسلام را به مسابقه میگذاشت، بنابراین مسلمانان حق نداشتند عصبانی بشونند. برای اینکه درهمان صفحه که کاریکاتور پیامبراسلام هست و درهمان قطع بایستی کاریکاتورهای مسیح ، موسی وبودا، یعنی چهار دین بزرگ، کشیده بشود وآنوقت به مسلمانان بگویند که منظورازاین مسابقه توهین به شما نبوده است

رضا رحیم پور: خانم عبادی، متاسفانه وقت بسیاری باقی نمانده است ومن این بحث را در اینجا به پایان میبرم. حال ازشما سه پرسش دارم. یک پرسش از گذشته، یکی از آینده ویک پرسش پایانی از زمان حال. پرسش نخست من درباره گذشته این است که بسیاری از ایرانیان معتقد هستند که اگر ایرانیان در زمستان ٥٧، بقول معروف روی دکتر شاهپور بختیار سرمایه گذاری میکردند و دنبال راه او می بودند، شاید ایران ما بسیار، بسیار جلوتر از ایران کنونی میبود. یعنی بدین شکل مردم ایران میتوانستند این تجربه انقلاب اسلامی را میان ُبربزنند. نظر شما در اینمورد چیست؟

شیرین عبادی: من خودم به شخصه معتقد به بختیار نبودم ، زیرا که بختیار نخست وزیر شاه بود و اگر قرار بود بختیار، بختیار باقی بماند، باز [او] نخست وزیر شاه بود و بعد به محض اینکه اوضاع آرام میشد، مجدداً شاه برمیگشت وهمان آش بود وهمان کاسه.

رضا رحیم پور: پرسش دوم درباره آینده : خانم عبادی، نسبت به آینده ایران در پنج، ده سال آتی، خوشبین هستید یا بدبین؟

شیرین عبادی: به آینده خوش بین هستم. یعنی مجبورم که خوش بین باشم، زیرا روزی که امید خودم را از دست بدهم دیگر نمیتوانم فعالیت بکنم. آیا شما دونده ای را سراغ دارید که با علم به اینکه حتماً بازنده میشود، وارد یک مسابقه دو شده باشد؟ وضعیت ما هم به همین صورت میباشد. ما باید امیدوار باشیم...

رضا رحیم پور: پرسش پایانی من در رابطه با تضاد موجود درنظام کنونی ایران میباشد. بسیاری، از لحاظ قانونی در نظام جمهوری اسلامی یک نوع تضاد میبینند. چرا که اگرشما «جمهوری اسلامی » را کلمه به کلمه تفسیرکنید، میبینید که خودِِ کلمه نخست آن، جمهوریت، بمعنای حکومت مردم بر مردم است ولی کلمه دوم، اسلام، یعنی یک نوع حکومت خلیفه ای با یک ایده لوژی مشخص شده ازپیش. بسیاری ازصاحبنظران نیز که آینده ایران پیش بینی میکنند، براین اعتقادند که بالاخره این تضاد با پیروزی یکی ازاین دو بردیگری بپایان خواهد رسید. نظر شما در این باره چیست؟

شیرین عبادی: وقتی ما میگوییم حکومت جمهوری اسلامی، از دید من باید اینطور تفسیر بشود که حکومت جمهوری، حکومت دمکراسی در کشوری که مردم آن مسلمان هستند... طبیعی است که قوانین هم از ایمان مردم نشئت میگیرد. به عنوان مثال اگر در یک جامعه لائیک مثل فرانسه، لخت رفتن به پلاژ یک امر طبیعی و قانونی باشد، طبیعی است که دریک جامعه ای که اکثریت [آن] مسلمان هستند ، این مسئله را نمی پسندند.

http://www.ois-iran.com/start.html برگرفته از نشريه اينترنتي جنبش سوسياليستي" / این مصاحبه اختصاصی با خانم شیرین عبادی در کپنهاگ و به تاریخ ٧ نوامبر 2005 انجام شده است" !

سفینه فضایی New Secularism سکولاریسم نوری قمری نو
http://www.newsecularism.com/2008/0308-B/031508-Shirin-Ebaadi-Interview.htm
یک شنبه 26 اسفند 1386 - 16 مارس 2008
...........................


"درمراسم خاکسپاری و ختم ها در ايران رسم نبوده و نيست که زن ها بروند و سخنرانی کنند؛ به خصوص اگر که اين مراسم جنبه ای عمومی هم داشته باشند. اما خانم شيرين عبادی اين سنت را شکسته و در مراسم خاکسپاری دکتر پرويز ورجاوند سخنرانی کرده اند. ... گفته می شود که در برنامه ريزی خاکسپاری قرار نبوده که خانم عبادی صحبت کنند و اين اقدام ابتکار خود خانم عبادی بوده است" !

حاج خانوم شکوه نیو سکولار زادگی
(که یک سا ل و اندی پیش،
افتخارات نیو سکولاری "مشرف" شدنش به حجر الاسود را "بایگانی" کرد)
http://www.puyeshgaraan.com/Qalamro/Az%20Negaah-Word/Aznegaah-Word-061507.htm
بيست و پنجم خرداد 1386 / پانزدهم جون 2007

باید زود به این سوال جواب داد ، زود زود زود









انگار دیگر ریشه در خاک نیستم اینجا

مجله دنیای تصویر هم لغو امتیاز شد.فکر کنم بعد از هفت سال باید عادت هر ماه خواندنش را ترک کنم.این همه از ثمرات آزادی ۳۶۰ درجه.واقعیتش من دارم بیخود غر میزنم.بیخود وقت تلف میکنم.این مملکت همین است.این مردم همین جورند.این سیستم حکومتی هم با نفت بشکه ای صد دلار اصلن بنده را به تخمش هم حساب نمیکند.
اقرار میکنم برای اولین بار در همه زندگیم خسته ام از امیدوار بودن...صد تا راه حل که نداریم یا باید بگویم همین هست که هست. گور پدر فرهنگ و سیاست و آزادی. مثل بز سرمان را میاندازیم پایین و نانی به کف میاوریم و به غفلت میخوریم. یا باید بگذارم بروم. باید زود به این سوال جواب داد ،زود زود زود!


Saturday, March 15, 2008

دارالترجمه زبان یاجوجات و ماجوجین سکولاریسم نو New Secularism

دارالترجمه زبان یاجوجه و ماجوج
http://che-0-che-0-che.blogspot.com/
  شکوه سکولار زادگی هر شنبه:  از نگاه يک زن…    سکولاریسم نو New Secularism

ماشاللا!
خلبان اول سفینه نیو سکولاریسم (!) قمری نوری
بخش عمو مردکی خزعبلات اصل اول قانون (!) اساسی استبداد آخوندی را
"توشیح" فرمودند!
.................................

"بررسی تجربه ی حضور زنان در انتخابات، در سراسر قرن بيستم، نشان می دهد که آنها چگونه گاه به زيان خود از حق رأی دادن استفاده کرده اند...
  دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج سکولاریسم نو New Secularism
در اينجا ممکن است گفته شود که مگر اکثريت مردهای ما نيز در رفراندوم پنجاه و هفت رای آری به جمهوری اسلامی ندادند؟ پس چه فرقی بين رأی آنان و رآی زنان وجود دارد؟ به نظر من، بين «آری» گفتن زن ها و مردها تفاوتی مهم وجود داشت. آن خيل عظيم مردها به رژيمی رای می دادند که، پس از استقرار، به صورتی قانونی حقوق بيشتری همچون حق حضانت بچه ها، چند همسری، حق طلاق، حق گزينش مسکن، حق گرفتن صيغه و غيره و غيره را برايشان بهمراه داشت و در ذات اسلامی جمهوری نهفته بود. يعنی، حکومت اسلامی، در بسياری از جهات برای آن ها نويد دست يابی به حقوق بيشتری را داشت (و توجه کنيد که من در اينجا از آن مردان اکثريتی حرف می زنم که اغلب به اهميت برابری حقوق زن و مرد واقف نيستند و تنها به منافع کوتاه مدت خود فکر می کنند). پس «آن مردها» دقيقاً به خاطر «منافع» خود در رفراندم تعيين شکل حکومت به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند؛ در حالی که زن ها، با غفلت کامل از عواقب استقرار حکومتی مذهبی بر کشورشان، رای آری می دادند. در رفراندم تعيين شکل حکومت، زن ها حتی به منافع کوتاه مدت خود هم فکر نکردند، و نمی دانستند که با استقرار حکومت مذهبی (چه در ميان نامش واژه ی زيبای جمهوری باشد و چه هر عنوان ديگر) چه چيزهايي را از دست خواهند داد. من معتقدم که حتی نود در صد آن ها حدس هم نمی زدند که با رآی مثبت خود، و در قبال بدست آوردن حکومت اسلامی، چه چيزهايي را از دست می دهند" !

حاج خانوم شکوه نیو سکولار زادگی
(که یک سا ل و اندی پیش،
افتخارات نیو سکولاری "مشرف" شدنش به حجر الاسود را "بایگانی" کرد)
http://www.newsecularism.com/Az-Negaah/AZN-031508.htm
شنبه 25 اسقند 1386 – 15مارس 2008
به زودی در گوی ا.ن. یوز

انگشتم را با افتخار بالا می‏گیرم تا همه ببینند من رای نداده‏ام


مطرود
http://www.matroud.com/

انتصابات

دنیا چقدر کوچک است، سال هفتاد و شش تمام شب را نمی‏خوابی تا صبح اوّلین کسی باشی که به خاتمی محبوب رای می‏دهد.

سال هشتاد و شش تمام روز انتخابات را می‏خوابی تا حتی به یاد نیاوری که آن روز انتخاباتی در جریان است.
پ.ن: انگشتم را با افتخار بالا می‏گیرم تا همه ببینند من رای نداده‏ام


کشف یه هویی ديوان سعدی و اعلامیه حقوق بشر توسط مخترع و کارچرخان" نیو سکولاریسم" موشکی نوری قمری نو

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج
http://che-0-che-0-che.blogspot.com


کشف یه هویی ديوان سعدی و اعلامیه حقوق بشر
توسط
مخترع نیو سکولاریسم موشکی نوری قمری نو
(از سر "کنجکاوی"!)


"امروز، از سر کنجکاوی شايد، ديوان سعدی را ورق می زدم
که برخوردم به اين بيت مشهور او:

تن آدمـی شريف است به جـان آدميت
نه همين لباس زيباست، نشان آدميت...

سنجه های ساده و قابل دسترسی همچون «اعلاميهء حقوق بشر» فراوانند" !

ا. ن اعلا
جمعه گردی های موشکی قمری نوری
سکولاریسم New Secularism نو

http://www.newsecularism.com/Nooriala/031408-ES-Dehumanization.htm
آدینه 24 اسفند 1386/ 14 مارس 2008
(و... به زودی در گوی ا.ن یوز)

ايدئولوژی مشکل «جان شريف آدميت» جمعه گردی های موشکی قمری نوری

Tuesday, March 11, 2008

چشمان زنان: کارزار زنان در برابر سفارت ایران

چشمان زنان
http://chashmanzanan.blogfa.com/


کارزار زنان در برابر سفارت ایران

روز هشت مارچ در بروکسل، تظاهرات گسترده ای از سوی کارزار زنان در اعتراض به قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی در برابر سفارت ایران صورت گرفت. زنان و فعالان جنبش دانشجویی در خارج از کشور و تظاهرکنندگان معترض در همراهی با صدای زیبای گیسو شاکری در جلوی سفارت ایران سرود کارزار زنان ایران را خواندند.

گزارش تصویری راهپیمایی کارزار زنان در هشت مارس، بروکسل

سایت کارزار زنان/ وبلاگ کارزار زنان / سایت گیسو شاکری


Monday, March 10, 2008

معجزات ابتکاری چند دوجین "حقوق" دان متخصصه "شیرین" زبونی های قانون(!) اساسی جمهوری(!) ولایت (!) فقیه

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج
http://che-0-che-0-che.blogspot.com

اکتشافات "نیو" سکولاریستی و "رایگان" نیم دوجین
برنده جايزه نوبل ادبیات پینگلیشی
و
معجزات ابتکاری چند دوجین
"حقوق" دان متخصصه "شیرین" زبونی های
قانون(!) اساسی جمهوری(!) ولایت (!) فقیه

"شش برنده جايزه صلح نوبل ... و صدها تن از نمايندگان سازمان های زنان که برای شرکت در پنجاه و دومين نشست سازمان ملل در مورد "وضعيت زنان" در نيويورک حضور دارند اين بيانيه را امضا کردند.

در اين بيانيه از حکومت ايران مصرانه درخواست شده است که: " همه محدوديت های آزادی بيان و تجمع مسالمت آميز را مطابق با تعهدات ايران در پيمانهای بين المللی حقوق بشر که طبق قانون اساسی ايران نيز الزام آوراست، رفع کند" !

..........................


ما از حقوق بشر زنان در ايران حمايت می کنيم/

"ما دولت ايران را فرا می خوانيم که همه محدوديت های آزادی بيان و تجمع مسالمت آميز را مطابق با تعهدات ا يران در پيمانهای بين المللی حقوق بشر که طبق قانون اساسی ايران نيز الزام آوراست، رفع کند"!

گو ی ان یوز

http://news.gooya.com/politics/archives/2008/03/068944.php

جمعه گردی نیوسکولاریستی 16 اسفند 1386- 6 اسفند2008
...............................

"در مراسم خاکسپاری و ختم ها در ايران رسم نبوده و نيست که زن ها بروند و سخنرانی کنند؛ به خصوص اگر که اين مراسم جنبه ای عمومی هم داشته باشند. اما خانم شيرين عبادی اين سنت را شکسته و در مراسم خاکسپاری دکتر پرويز ورجاوند سخنرانی کرده اند. ... گفته می شود که در برنامه ريزی خاکسپاری قرار نبوده که خانم عبادی صحبت کنند و اين اقدام ابتکار خود خانم عبادی بوده است" !


حاج شکوه خانوم
اهل بیت ا.ن. نیو سه کولار ی
بيست و پنجم خرداد 1386 / پانزدهم جون 2007
http://www.puyeshgaraan.com/Qalamro/Az%20Negaah-Word/Aznegaah-Word-061507.htm

Sunday, March 09, 2008

کورش زعیم: به همان دلیل که روز جهانی حقوق بشر داریم، روز جهانی منع شکنجه داریم و روز جهانی برای آزادی مطبوعات داریم

پندار, گفتار و نوشتار کورش زعیم


چرا باید روز جهانی زن داشته باشیم


چرا باید روز جهانی زن داشته باشیم؟ به همان دلیل که روز جهانی حقوق بشر داریم، روز جهانی منع شکنجه داریم و روز جهانی برای آزادی مطبوعات داریم... و روز جهانی برای بسیاری آنچه باید باشد و نیست. زیرا هنوز در جهان حکومت های استبدادی مرد سالار بی فرهنگ و جاهل هستند که عقده حقارت و عدم اعتماد به نفس خویش را نسبت به بخش هایی از مردم کشورشان با ابراز قدرت و برتری نسبت به آنها تسکین می دهند. مانند آنها که نژاد خود را برتر از نژاد دیگران می دانند، مانند آنها که باورهای خود را برتر از باورهای دیگران میدانند و مانند آنها که جنسیت خود را برتر از جنس دیگر می دانند. اینها کسانی هستند که نژاد خود را در برابر نژادهای دیگر و باور خود را در برابر آن باور دیگر کوچک می شمارند، و مردانی که در برابر زنان خود را حقیر و بی شخصیت احساس می کنند.

زنان ستم دیده ترین قربانیان این فرهنگ جاهلیت هستند، زیرا شخصیتی مهربان تر، فداکارتر، بردبارتر، متعادل تر و بخشاینده تر دارند، از مردان باهوش تر و خردمندتر هستند، از حافظه بهتری برخوردارند، و مدیران بهتری نیز به شمار می آیند. اینها همه مردان حقیر را پریشان می کند، و وقتی این مردان حقیر و بی شخصیت در مقام های قدرت می نشینند، برای پنهان کردن عقده حقارت خود از زور خود استفاده می کنند تا زنان را از ابراز وجود بازدارند. آنان زنان را بردگان خانگی و برای خدمت به نیازهای شخصی خود می انگارند، از دانش آموختن و پیشرفت علمی آنها نگران می شوند، زیرا خود نادانند و توان رقابت ندارند. آنها زنان را از رسیدن به مقام هایی که شایستگی دارند باز می دارند، برای اینکه بی لیاقتی خودشان آشکار نشود. آنها قانون می گذرانند تا زن را محدود تر از مرد کنند و حقوق بشری او را انکار کنند تا زن همیشه سرگرم دشواری های زندگی خویش باشد. زن را نیمی از مرد می انگارند، زیرا می دانند که براستی خود نیمی از زن هستند. می خواهند که زن همیشه نیازمند مرد باشد، هرگز مستقل نباشد و یوغ خدمت به مرد را از گردن باز نکند. ما روز جهانی زن داریم تا به اینگونه مردان یادآوری کنیم که حقوق برابر نیمی از جمعیت را نمی تواند انکار کرد.

نیمی از جمعیت جامعه ما از حقوق مدنی و اجتماعی خود محروم است، زیرا گرفتار مردان خودخواه و نادان و بی فرهنگ هستند. برخی از ما مردان داستان می سازیم که خداوند سهم آفتاب را برای زنان نیمی از سهم مردان مقرر کرده یا حق نفس کشیدن آنها فقط نیمی از مردان است، ولی وقتی برف می بارد سهم بام آنها چهاربرابر می شود. ما این فرهنگ مذموم را در بسیاری کشورهای برده داری جهان داشته ایم که بخشی از مردم را به علت رنگ پوست، نژاد، زبان و یا زن بودن از حقوق برابر مدنی و شهروندی محروم می کردند، به بردگی می کشیدند و از زنان برای لذایذ مادی و جنسی بهره برداری می کردند، زیرا زور داشتند، هرچند که عقل نداشتند.

اکنون زنان ما هم گرفتار چنین فرهنگ واپس گرا و مطرود هستند؛ همانند زنان چند کشور عقب افتاده فرهنگی که هنوز در جهان وجود دارند. محدود کردن زن، آنهم زن ایرانی، که در کشورش هرگز برده داری وجود نداشته، که در کشورش از آغاز تاریخ ثبت شده، نه تنها از حقوق برابر برخوردار بوده بلکه همدوش مردان در همه شئون زندگی درخشیده و شایستگی خود را نشان داده پذیرفتنی نیست. در ایران چنان آزادی برای زنان وجود داشته که، در زمانی که دیگران زنان خود را زنده بگور یا خرید و فروش می کردند، در اینجا به فرماندهی نظامی می رسیدند، به وزارت می رسیدند، به فرمانروایی کشور می رسیدند؛ مانند آرتمیس هخامنشی که ثابت کرد خردمندترین و باهوش ترین فرماندهان نیروی دریایی ایران است. مانند آرته آ وزیر خزانه داری اشکانی که تا کنون وزیری به همتایی او نیامده است. مانند آزرمیدخت، که کمتر پادشاهی باهوش تر و خردمندتر بوده، مانند پورانداخت ساسانی، که کشور را از حالت جنگی دائم درآورد، صلح را به کشور باز گرداند و به اصلاحات داخلی از جمله لغو امتیازهای طبقاطی، گسترش عدالت در سراسر کشور، تعدیل مالیات ها و آزادیهای مدنی پرداخت. زنی که حمله تازیان به ایران را پیش بینی کرده بود و از فرماندهان ارتش خواسته بود که اختلافات را به کنار بگذارند و به نیرومند کردن ارتش بپردازند. اگر این زن چند سال بیشتر فرمانروایی می کرد، هرگز آن ضربه جبران ناپذیر به پیکر فرهنگ ایرانی وارد نمی آمد و ما گرفتار این فرهنگ زن ستیز نمی شدیم.

حال ما از شیرزنانی مانند دغدویه، مادر زرتشت، که با زورگویان مبارزه می کرد، از پورچیستای بی همتا، از پانته آی استثنایی که در به زانو درآوردن امپراتوری آشور سهم مهمی داشت، و از شیرین فرمانروای ارمنستان سخنی نمی گوییم. فهرست زنان نامدار در تاریخ ایران زمین آنقدر گسترده است که توان نام بردن از همه آنان نیست. زنان بزرگ تاریخ معاصر ایران را هم که همگان می شناسند و برخی شهرت جهانی یافته اند. ولی آنچه اثبات شده این واقعیت است که همیشه در شرایط برابر، زنان بهتر از مردان عمل کرده اند.

اکنون این حاکمیت کنونی ماست که در برابر زنان ایران احساس حقارت می کند و از رقابت با آنها می ترسد، زیرا می داند که در عرصه مقایسه شایستگی و خرد، خود بسیار نادان و ناشایسته جلوه خواهد کرد. زنان ما را آزار می دهد، به زندان می اندازند، انسانیت او را انکار می کنند، برابری او را و حقوق شهروندی او را انکار می کند.

آری، اگر هیچ کشوری نیاز به روز جهانی زن نداشته باشد، ما داریم، تا به مردان ناشایسته ای که ابتدایی ترین حقوق بشری زنان ما را انکار می کنند بفهمانیم که آنان باید بجای اینکه زن ایرانی را تحقیر کنند و پایین بکشند، بکوشند خود را تا حد زن ایرانی بالا ببرند.