Sunday, March 09, 2008

کورش زعیم: به همان دلیل که روز جهانی حقوق بشر داریم، روز جهانی منع شکنجه داریم و روز جهانی برای آزادی مطبوعات داریم

پندار, گفتار و نوشتار کورش زعیم


چرا باید روز جهانی زن داشته باشیم


چرا باید روز جهانی زن داشته باشیم؟ به همان دلیل که روز جهانی حقوق بشر داریم، روز جهانی منع شکنجه داریم و روز جهانی برای آزادی مطبوعات داریم... و روز جهانی برای بسیاری آنچه باید باشد و نیست. زیرا هنوز در جهان حکومت های استبدادی مرد سالار بی فرهنگ و جاهل هستند که عقده حقارت و عدم اعتماد به نفس خویش را نسبت به بخش هایی از مردم کشورشان با ابراز قدرت و برتری نسبت به آنها تسکین می دهند. مانند آنها که نژاد خود را برتر از نژاد دیگران می دانند، مانند آنها که باورهای خود را برتر از باورهای دیگران میدانند و مانند آنها که جنسیت خود را برتر از جنس دیگر می دانند. اینها کسانی هستند که نژاد خود را در برابر نژادهای دیگر و باور خود را در برابر آن باور دیگر کوچک می شمارند، و مردانی که در برابر زنان خود را حقیر و بی شخصیت احساس می کنند.

زنان ستم دیده ترین قربانیان این فرهنگ جاهلیت هستند، زیرا شخصیتی مهربان تر، فداکارتر، بردبارتر، متعادل تر و بخشاینده تر دارند، از مردان باهوش تر و خردمندتر هستند، از حافظه بهتری برخوردارند، و مدیران بهتری نیز به شمار می آیند. اینها همه مردان حقیر را پریشان می کند، و وقتی این مردان حقیر و بی شخصیت در مقام های قدرت می نشینند، برای پنهان کردن عقده حقارت خود از زور خود استفاده می کنند تا زنان را از ابراز وجود بازدارند. آنان زنان را بردگان خانگی و برای خدمت به نیازهای شخصی خود می انگارند، از دانش آموختن و پیشرفت علمی آنها نگران می شوند، زیرا خود نادانند و توان رقابت ندارند. آنها زنان را از رسیدن به مقام هایی که شایستگی دارند باز می دارند، برای اینکه بی لیاقتی خودشان آشکار نشود. آنها قانون می گذرانند تا زن را محدود تر از مرد کنند و حقوق بشری او را انکار کنند تا زن همیشه سرگرم دشواری های زندگی خویش باشد. زن را نیمی از مرد می انگارند، زیرا می دانند که براستی خود نیمی از زن هستند. می خواهند که زن همیشه نیازمند مرد باشد، هرگز مستقل نباشد و یوغ خدمت به مرد را از گردن باز نکند. ما روز جهانی زن داریم تا به اینگونه مردان یادآوری کنیم که حقوق برابر نیمی از جمعیت را نمی تواند انکار کرد.

نیمی از جمعیت جامعه ما از حقوق مدنی و اجتماعی خود محروم است، زیرا گرفتار مردان خودخواه و نادان و بی فرهنگ هستند. برخی از ما مردان داستان می سازیم که خداوند سهم آفتاب را برای زنان نیمی از سهم مردان مقرر کرده یا حق نفس کشیدن آنها فقط نیمی از مردان است، ولی وقتی برف می بارد سهم بام آنها چهاربرابر می شود. ما این فرهنگ مذموم را در بسیاری کشورهای برده داری جهان داشته ایم که بخشی از مردم را به علت رنگ پوست، نژاد، زبان و یا زن بودن از حقوق برابر مدنی و شهروندی محروم می کردند، به بردگی می کشیدند و از زنان برای لذایذ مادی و جنسی بهره برداری می کردند، زیرا زور داشتند، هرچند که عقل نداشتند.

اکنون زنان ما هم گرفتار چنین فرهنگ واپس گرا و مطرود هستند؛ همانند زنان چند کشور عقب افتاده فرهنگی که هنوز در جهان وجود دارند. محدود کردن زن، آنهم زن ایرانی، که در کشورش هرگز برده داری وجود نداشته، که در کشورش از آغاز تاریخ ثبت شده، نه تنها از حقوق برابر برخوردار بوده بلکه همدوش مردان در همه شئون زندگی درخشیده و شایستگی خود را نشان داده پذیرفتنی نیست. در ایران چنان آزادی برای زنان وجود داشته که، در زمانی که دیگران زنان خود را زنده بگور یا خرید و فروش می کردند، در اینجا به فرماندهی نظامی می رسیدند، به وزارت می رسیدند، به فرمانروایی کشور می رسیدند؛ مانند آرتمیس هخامنشی که ثابت کرد خردمندترین و باهوش ترین فرماندهان نیروی دریایی ایران است. مانند آرته آ وزیر خزانه داری اشکانی که تا کنون وزیری به همتایی او نیامده است. مانند آزرمیدخت، که کمتر پادشاهی باهوش تر و خردمندتر بوده، مانند پورانداخت ساسانی، که کشور را از حالت جنگی دائم درآورد، صلح را به کشور باز گرداند و به اصلاحات داخلی از جمله لغو امتیازهای طبقاطی، گسترش عدالت در سراسر کشور، تعدیل مالیات ها و آزادیهای مدنی پرداخت. زنی که حمله تازیان به ایران را پیش بینی کرده بود و از فرماندهان ارتش خواسته بود که اختلافات را به کنار بگذارند و به نیرومند کردن ارتش بپردازند. اگر این زن چند سال بیشتر فرمانروایی می کرد، هرگز آن ضربه جبران ناپذیر به پیکر فرهنگ ایرانی وارد نمی آمد و ما گرفتار این فرهنگ زن ستیز نمی شدیم.

حال ما از شیرزنانی مانند دغدویه، مادر زرتشت، که با زورگویان مبارزه می کرد، از پورچیستای بی همتا، از پانته آی استثنایی که در به زانو درآوردن امپراتوری آشور سهم مهمی داشت، و از شیرین فرمانروای ارمنستان سخنی نمی گوییم. فهرست زنان نامدار در تاریخ ایران زمین آنقدر گسترده است که توان نام بردن از همه آنان نیست. زنان بزرگ تاریخ معاصر ایران را هم که همگان می شناسند و برخی شهرت جهانی یافته اند. ولی آنچه اثبات شده این واقعیت است که همیشه در شرایط برابر، زنان بهتر از مردان عمل کرده اند.

اکنون این حاکمیت کنونی ماست که در برابر زنان ایران احساس حقارت می کند و از رقابت با آنها می ترسد، زیرا می داند که در عرصه مقایسه شایستگی و خرد، خود بسیار نادان و ناشایسته جلوه خواهد کرد. زنان ما را آزار می دهد، به زندان می اندازند، انسانیت او را انکار می کنند، برابری او را و حقوق شهروندی او را انکار می کند.

آری، اگر هیچ کشوری نیاز به روز جهانی زن نداشته باشد، ما داریم، تا به مردان ناشایسته ای که ابتدایی ترین حقوق بشری زنان ما را انکار می کنند بفهمانیم که آنان باید بجای اینکه زن ایرانی را تحقیر کنند و پایین بکشند، بکوشند خود را تا حد زن ایرانی بالا ببرند.

ژنوسید: در ایران اسلامی اجازه برپایی مراسم بزرگداشت 8 مارس را نداریم

ژنوسید
http://genocide2us.blogspot.com


در ایران اسلامی اجازه برپایی مراسم بزرگداشت 8 مارس را نداریم

صد سال از زمانی ( 8 مارس 1908 ) که زنان کارگر نساجی نیویورک به خاطر کمی دستمزد، ساعات طولانی کار، متوقف کردن کار کودکان و برای داشتن شرایط کار و زندگی بهتر با شعار نان و رز که در آن نان سمبل تامین اقتصادی و رز سمبل زندگی زیباتر بود، دست به اعتصاب زدند، می گذرد. اعتصابی که کارفرما برای جلوگیری از همبستگی سایر کارگران بااعتصابیون، درهای کارخانه را قفل کرد و 129 کارگر زن اعتصابی در آتش سوزی ای که ایجاد شد جان باختند و تنها تنی چند جان سالم به در بردند.

سالهای زیادی می گذرد اما هنوز هم این نابرابری ها در اشکال جدید آن ادامه یافته و زنان و مردان آگاه جهان برای رفع هرگونه تبعیض که توهین به انسانیت و ارزشهای انسانی است آرام ننشسته اند...

متاسفانه در ایران اسلامی زنان حتی اجازه برپایی مراسم بزرگداشت این روز را نیز ندارند و برگزارکنندکان با خطر دستگیری و آزار مواجه بوده و هستند... آری ، برای نابودی یک گروه تنها کافی است آرزوهایشان را از آنها بگیرید...

در جامعه کثیف سرمایه داری اسلامی ایران، زنان و مردان هردو زیر فشار و ظلم و اختناق به سر میبرند لیکن زنان بواسطه قوانین فقه و جزای غیر انسانی اسلام به طرز دلخراشی در معرض شکنجه هستند و بسیاری از حقوق طبیعی ایشان از آنها سلب گردیده است... این مجموعه قوانین که منشا عرف و هنجارها وتابو های جامعه ما می باشند زندانی را برای زنان ساخته اند که امنیت روانی ، اجتماعی و حتی جانی آنها رادر معرض خطر قرارداده است...

به امید روزی که زنان جهان با افزایش آگاهی و شناخت توانمندیهای انسانی خود بتوانند علیه سرمایه داری علی الخصوص نوع اسلامی آن متحد شده و همدوش مردان آگاه برای احقاق حقوق انسانی خود به پا خیزند...

Saturday, March 08, 2008

نان و پنیر فرياد زناني كه ريشه‌هاي درد را شناخته‌اند ر

نان و پنیر
http://naan-o-panir.blogspot.com/


فرياد
زناني كه ريشه‌هاي درد را
شناخته‌اند



در زمانه‌اي كه در هياهوي بازار مكاره سياست‌بازان، خرافات به بهاي حق انتخاب فروخته مي‌شود، فرياد زناني به گوش مي‌رسد، كه ريشه‌هاي درد را شناخته‌اند، سنت‌هاي پوسيده زاينده جهل و استبداد را دوست ندارند، «دنياي راستين را به بهانه سايه‌هاي روي ديوار غار فرو نمي‌گذارند» و امروز را هيزم آتش حسرت فردا نمي‌كنند. فريادي كه هر گاه شنيده شود، «جان و خرد» پژواكش مي‌دهد، چرا كه «هزار دروغ سپر يك سخن راست نتواند بود».
زنان ايران، هر چند قاب بدون عكسشان را بر تالار افتخارات این سرزمين مي‌آويزند، اما جاي پايشان راهنماي جويندگان سرزمين آزادي است. سرزميني كه در آن، زور و تزوير، زنان و مردان را از يكديگر جدا نمي‌سازد.

روز جهاني زن خجسته باد.

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج رو ضه رضوان 8 مارس "نیو" سکولاریستی بابا آدم و ننه حوای "اکتشافات" قرن بيست و يکمی حاج خانوم اهل بیت ا. ن. اعلا

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج
http://che-0-che-0-che.blogspot.com


New Secularism !  سکولاریسم تو



روضه رضوان 8 مارس
"نیو" سکولاریستی بابا آدم و ننه حوای
"اکتشافات" قرن بيست و يکمی
حاج خانوم اهل بیت ا. ن. اعلا


" تا روی انگشتانم بايستم< و تماشايت کنم...

و چنين است که خانواده ی بشری در قرن بيست و يکم … شکل تازه و بديعی بخود می گيرد. و انسان امروز به ابتدای جهان باز می گردد، زن همان «حوا» یی می شود که برای رسيدن به، و پا گذاشتن بر زمين، نافرمانی کرد و شادمانه حتی از بهشت گذشت تا … بی ترس و نگرانی از تبعيض زندگی کند"!



حاج خانوم اهل بیت ا. ن. اعلا
(که یک سا ل و اندی پیش، روی ان گشتانش ایستاد
و افتخارات نیو سکولاری "مشرف" شدنش به حجر الاسود را "بایگانی" کرد)
http://www.shokoohmirzadegi.com/aknon%20zamin%20zir%20paa%20ye%20zan%20ast.htm
8مارس 2008
http://www.iranpressnews.com/source/037402.htm

به زودی در گوی ا.ن. یوز

کيبرد آزاد: هشت مارس بر هر کسی که اندیشه ای آزاد دارد، مبارک باد

کيبرد آزاد
http://freekeyboard.net
امروز هشت مارس من نیست

امروز هشت مارس است ولی هشت مارس من نیست. در هشت مارس من مردم شاد هستند. در هشت مارس من در جشن های خیابانی خواهیم رقصید. در هشت مارسی که من دوستش دارم زن و مردی وجود ندارد و آدم ها با هم برابرند چون همه آدمند. در هشت مارسی که من از آن لذت می برم هیچ پلیسی با باتوم حضور ندارد. در هشت مارس من، زن و مرد شادند. می‌رقصند. بازی می کنند و می خندند. در هشت مارس من هیچ زنی بلندگو ندارد تا فریاد بکشد که «ما حقوق برابر می خواهیم» در هشت مارس من، لازم نیست من پلاکاردی داشته باشم که رویش نوشته باشد «تمام حقوق بشر، برای تمام انسان ها».

هشت مارس من این دور و برها نیست. هشت مارس من در فکرم است. در خیالم. هشت مارس من زیبا است و عاشقانه. شاید غیرواقعی باشد ولی چیزی است که من دوستش دارم. در هشت مارس من، مردم از آدم های معمولی ای حرف می زنند که در روزگاری دور علیه بی عدالتی حرف می زدند و نیازی به قهرمانی نداشتند. باور آن‌ها، بهترین قرمانی شان بود. در هشت مارس من مردم برای عدالت جشن می گیرند و برنامه گسترش آتی آن را می ریزند.

امروز هشت مارس است ولی هشت مارس من نیست. هشت مارس من شاد است. در هشت مارس من هیچ کس به خاطر امضا کردن یک برگه درخواست حقوق حداقلی در زندان نیست. در هشت مارس من، کوبیدن سنگ به سر زنانی که تا نیمه در زمین دفن شده اند، خاطره ای وحشتناک ولی مبهم از دوران گذشته به حساب می آید. در هشت مارسی که من جشنش می گیرم، کسی روی انسان ارزش ثابت پولی نمی گذارد و اعلام نمی کند که ارزش پولی زن نصف مرد است. در هشت مارسی که من دوستش دارم، زنگ تلفن، تهدیدی برای آدم ها نیست. در هشت مارس، چیزی به اسم دولت با ابزاری به اسم پلیس با دروغی به اسم امنیت، خفقان نمی آفریند. آن روز هیچ کس سر چهارراه به مردم به خاطر آنچه به زور پوشیده اند توهین نمی کند. در هشت مارس من آدم ها شاد هستند و نیازی به پوسترهای «تهران: شهر اخلاق» نداریم. در هشت مارس من آدم ها با هم خواهند رقصید، خواهند خواند و انسان بر خلاف تبلیغات دولت، انسان خواهد بود.

هشت مارس من شاید سال های سال نیاید. من منتظر دیدن هشت مارسم نیستم چون نیازی به دیدنش ندارم. هشت مارس من در فکرم است و زیباترین لحظه زندگی ام وقتی است که می بینم یک نفر دیگر هم در هر گوشه ای از دنیا، همین فکر را دارد. این برایم زیبا است و تحقق واقعی هشت مارس. من با هشت مارس زندگی می کنم، حتی اگر پلیس با باتوم دهانم را ببندد. هشت مارس و برابری انسان برای من آنقدر وسیع است که یک لحظه کوتاه از تاریخ، چیزی از شکوهش کم نمی کند چه برسد به یک ضربه باتوم یا یک شلاق شکنجه یا یک سلول زندان.

هشت مارس بر هر کسی که اندیشه ای آزاد دارد، مبارک باد