Sunday, October 08, 2006

وبلاگ روزمرگي ها: ديشب فيلم آفسايد را ديدم

http://roozmaregiha.blogfa.com/post-94.aspx

اگرچه از همان زمان كه در جشنواره به نمايش در آمد وما شانس ديدنش را از دست داديم تعريفش را زياد شنيده بودم .

اما انصاف بايد داد كه ديدنش چيز ديگري بود.

آفسايد داستان آرزوي برآورده نشده دختراني است كه تنها خواسته اشان حضور در استاديوم صد هزار نفري است كه تنها براي جنس آنها جاي ندارد و سهم آنها از آن همه صندلي خالي مي شود نقطه آفسايد استاديوم، يعني جايي پشت جايگاه تماشاچيان .

جايي كه تنها مي توان صداي هياهوي تماشاچيان را شنيد.

حضور مرداني كه قرار است مسئول حراست اين دختران باشند ودليلي براي راه دادن آنها به استاديوم ندارند از يك سو و رضايت قلبي آنها از سوي ديگر هم جز ديگر نكات ظريف اين فيلم است كه بايد به آن توجه كرد.

فيلم روندي عالي را طي مي كند .

استفاده پناهي از فرصت نود دقيقه اي بازي ايران وبحرين براي بيان مشكل زنان ايراني ، فيلم برداري عالي و بازي زير پوستي بازيگراني كه تجربه بازيگري ندارند همه وهمه عالي است.

پايان فيلم هم روندي عالي را دنبال مي كند ضمن اين كه به تمام نكات دخترانه آنها توجه شده است دختراني كه تنها دخترند.

گم شدن دختران در ميان مردمي كه جشن صعود ايران يه جام جهاني را بر پا كرده اند پايان فيلم است دختراني كه هنوز هم ردپاي آنها را مي توان همه جا ديد....

Saturday, October 07, 2006

وبلاگ "کنایه از هستم": وبلاگنویسی، راهکارها و چالش های پیش رو

http://sj.blogsky.com/?PostID=119


روزنامه کیهان در بخش گزارش روز خود (پنجشنبه ۳۱ شهریور تا دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵) تحت عنوان وبلاگ نویسی، راهکارها و چالش های پیش رو به بررسی جایگاه٬ آفت ها٬ و راهکار های قانونی در برابر وبلاگ نویسی پرداخته. مجموعه ۴ قسمتی این گزارش حاوی بیش از ۶۵۰۰ کلمه بود که من قسمتهای مهمتر اون رو (حدود ۲۵۱۰ کلمه) انتخاب کردم و براتون گذاشتم. باز توی متن جملات کلیدی تر رو بولد کردم که حدود ۷۰۰ واژه رو در بر میگیره. امیدوارم بخونید و استفاده کنید.

یکی از چهره های سیاسی در تحلیل روند حرکتی وبلاگ نویسی در گفتگو با سرویس گزارش کیهان چنین می گوید: «در ابتدای ورود وبلاگ به کشورمان، این دنیای مجازی فراگیر، متأسفانه توسط برخی از چهره های سیاسی و عده ای از روزنامه نگاران دارای جهتگیری خاص ، آلوده شد و به میدانی بی حساب و کتاب و بی قاعده و قانون جهت انعکاس دیدگاه هایی مبدل گردید که در نشریات شاید امکان درج صریح آنها وجود نداشت. این فضا درسال 1378 تا 1383 به اوج خود رسید، به گونه ای که هرگاه روزنامه ای براثر تخلف از موازین قانونی به محاق توقیف می رفت، تیم گرداننده آن بلافاصله اقدام به دایر نمودن یک وبلاگ شخصی یا گروهی می کردند و با درج مطالب خارج از عرف و اخلاق و با نادیده گرفتن معیارهای قانونی و عرفی در جامعه به فعالیت میپرداختند.دراین میان فضای وبلاگ نویسی آنچنان گسترده شد که پای برخی از چهره های شناخته شده سیاسی که در پست های اجرایی فعال بودند، به این عرصه باز شد و صدالبته برخی از آنها در نوشتن مطالب خارج از موازین قانونی، گوی سبقت را از بسیاری وبلاگ نویسان بی قاعده و قانون ربودند.»

براساس آمارهای موجود درهر ثانیه یک وبلاگ و روزانه 75 هزار وبلاگ جدید در ایران روی اینترنت ساخته و متولد می شود که این آمار خودگویای استقبال گسترده از وبلاگ نویسی است. «گسترش اینترنت در ایران طی چند سال گذشته خیره کننده بوده و به نظر می رسد دنیای مجازی بتدریج جای خود را در شئون مختلف جامعه ایران، ازجمله سیاست باز می کند. روی آوردن ایرانیان به اینترنت در چند سال اخیر نه تنها زبان فارسی را به یکی از رایج ترین زبان های وبلاگ نویسی بدل کرده، بلکه موجب شده بسیاری از مقام های رسمی و سیاستمردان ایران نیز همراه با این جریان خود را وارد فضای اینترنت کنند.» این تحلیلی است که منبع سخن پراکنی «بی بی سی» در خبری با عنوان «احمدی نژاد وبلاگ نویس شد» آورده است.بنابر آمار کارشناسان، نزدیک به صدمیلیون وبلاگ در عرصه جهانی اینترنت مشغول فعالیت اند که سهم کشورمان در این میان حدود یک میلیون و به بیان دیگر یک درصد است.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از کشورهای شاخص ازجهت داشتن جمعیت جوان، در سال های 2003 تا 2005 میلادی دارای 1280 درصد رشد استفاده از اینترنت است و بنابر آخرین آمار موجود، نزدیک به 13 درصد ازمردم ایران یعنی حدود 5/6 تا 5/7 میلیون نفر کاربران اینترنت اند و بالاترین نرخ جمعیتی کاربران اینترنت خاورمیانه نیز با 31 درصد مربوط به ایران است. با این حال، رشد روزافزون وبلاگ و وبلاگ نویسی در ایران شگفتی محافل رسانه ای و ارتباطی غرب را برانگیخته؛ تا جایی که از تهران به عنوان پایتخت وبلاگ ها یاد کرده اند.

حجت الاسلام والمسلمین شهریاری با اشاره به ابعاد نظارت و هدایت وبلاگ های فارسی در کشورمان می گوید: «بنده معتقدم که نباید وبلاگ ها را به حال خود رها کرد و در دو بعد نظارت امنیتی و هدایت فرهنگی باید روی آنهاکار کرد. یعنی نباید با وبلاگ ها برخورد سلبی صورت پذیرد، مگرآنکه وارد حوزه های امنیتی شوند؛ چون با برخورد سلبی، نمی توان فرهنگسازی کرد. از طرفی هم باید به یک شناخت عمیق و همه جانبه برسیم؛ آنگاه به هدایت فرهنگی بپردازیم. به بیان دیگر، باید ادبیات وبلاگ نویسی را به سمت اخلاق حسنه ببریم و مسیر و جهت اصلی را به جوانان نشان دهیم تا یک جوان به جای اینکه در وبلاگش حرف های بی ربط و بی نزاکت و بدور از اخلاق و عرف و قانون بزند، ثبات شخصیتی را در وبلاگش حفظ کند که تمام این موارد به فراهم نمودن بسترهای فرهنگسازی در جامعه نیازمند است. اما اینکه بگوییم دولت باید همه وبلاگ ها را کنترل کند، این کار شدنی نیست؛ چرا که نه امکانات دولتی این اجازه را می دهد و نه انجامش چندان اهمیتی دارد. برای روشن شدن موضوع لازم است مثالی بزنم: مثلا دو نفر که در خیابان در حال راه رفتن هستند و از افراد عادی کشورند و به نقد دولت می پردازند، نه سخنشان چندان اهمیتی دارد و نه خطری از جانب آنها نظام را تهدید می کند و از طرفی دولت و هیچ دستگاه حکومتی در دنیا نمی تواند با اینچنین مسائلی مقابله کند.»

« کریمی» کارشناس مسائل سیاسی، فضای وبلاگ را فرصتی برای معرفی ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی می داند و می گوید: «متأسفانه از این فرصت بخوبی استفاده نشده و تاکنون آنرا جدی نگرفته ایم.» وی درباره زمان پدیدار شدن وبلاگ نویسی چنین می گوید: «متأسفانه وبلاگ ها تولد خوبی نداشتند، چون هنگامی که برخورد دستگاه قضایی با مطبوعاتی که پایگاه دشمن شده بودند، در دولت قبلی آغاز شد، عناصر افراطی و نفوذی در پوشش «اصلاح طلب » به طرف این رسانه آمدند و متأسفانه با این نگاه و رویکرد غلط، سایت های شخصی و وبلاگ ها از وظیفه خود فاصله گرفتند.»

این کارشناس مسائل سیاسی با ابراز تأسف از اینکه نظارت قدرتمند و مؤثری از سوی مراجع ذیصلاح بر کار سایت ها و وبلاگ ها وجود ندارد، معتقد است که امروزه پدیده وبلاگ بیشتر در اختیار دو گروه یا دو جریان قرار دارد: اول سیاسیون افراطی که اغلب مخالف و معاند نظام محسوب می شوند و دوم افراد حزبی و جناحی که اغلب بدنبال منفعت طلبی هستند و به دنبال مقاصد گروهی می گردند. وی ادامه می دهد: «تاکنون فضای وبلاگ کمتر در خدمت نظام جمهوری اسلامی قرار داشته. یک بررسی اجمالی از مطالب ارائه شده در قالب وبلاگ های مطرح کنونی، نشان می دهد که این وبلاگ ها حول چند محور فعالیت دارند:

1
- سیاه نمایی از وضعیت جامعه

2-ایجاد یاس و ناامیدی نسبت به کار کرد برخی از دستگاههای دولتی

3- انتشار مطالب تشویش آمیز

یک روزنامه نگار هم نکات جالبی را بیان می کند و می گوید: «امروز می بینیم بچه های مسجدی و هیئتی هم رو به وبلاگ نویسی آورده اند. بسیاری از دوستان طلبه من در شهرستان ها حتی وبلاگ های موفق و پرمخاطبی دارند. بسیاری از دانشجویان و نویسندگان خوش ذوق پس از اینکه مدتی از کار وبلاگشان گذشته و بازخوردهای آن را گرفته اند و به نیازهای مخاطبان پی برده اند، پس از مدتی وبلاگ خود را کاملا تخصصی کرده اند. همین چند روز پیش خبری داشتیم که یک طلبه پس از مدتی که از وبلاگ نویسی اش گذشته، باتوجه به تأثیری که در بحث حجاب بر مخاطبانش گذاشته، کل وبلاگ خود را به وبلاگ تخصصی «حجاب» تبدیل کرده است.»

وبلاگ با ایجاد یک «چهاردیواری و اختیاری» به جوانان فرصت بروز استعدادهای فرهنگی، علمی و پژوهشی را می دهد؛ آن هم بدون کمترین هزینه؛ اما در این میان تنها مسئله ای که نه تنها در ایران بلکه در گستره جهانی وبلاگ نویسی و دنیای بی انتهای اینترنت و محیط مجازی را وارد چالشی جدی و اساسی می کند، نحوه کنترل و نظارت بر آنهاست. بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران بر این باورند که امکان کنترل همه جانبه تمامی سایت ها و وبلاگ ها نه تنها برای ایران، بلکه برای هیچ کشوری در سطح جهان امکان پذیر نیست و فقط می توان با برخی از آنها که در سطح وسیع و گسترده ای به جریان سازی علیه مسائل عرفی، اخلاقی و قانونی می پردازند و امنیت ملی کشورها را به خطر می اندازند، مقابله و برخورد کرد. اما واقعیت غیر از این نیست که محتوای وبلاگ نشان دهنده نوع شخصیت، تفکر و اندیشه گرداننده آن است و بدون شک افرادی که در سطح نازلی از این جهت قرار دارند، با ورود به این عرصه می توانند ضربه های مهلکی به وبلاگ نویسی وارد نمایند. در چنین شرایطی است که نیاز به بسترسازی فرهنگی بیش از پیش نمایان می شود.

مدیرعامل پرشین بلاگ معتقد است که باید تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم و از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده نماییم. وی به جریان سازی های مثبت توسط وبلاگ ها اشاره می کند و می گوید: «اگر از فرصت های وبلاگ استفاده کنیم، می توانیم جریان سازی های مثبتی در جامعه ایجاد کنیم. مثلا درباره موضوع خلیج فارس که یک موسسه جغرافیایی عربی آن را خلیج عرب تغییر داده بود، موجی در وبلاگ ها ایجاد شد؛ به شکلی که وبلاگ های پرشین بلاگ با جمع آوری 90هزار امضاء و با شعار «خلیج فارس، فارس می ماند» موج عظیمی را در حمایت از آن ایجاد کردند و ایرانیانی که در سراسر جهان به اینترنت دسترسی داشتند، به این موج پیوستند و فضایی تاثیرگذار در این مقوله ایجاد کردند و یا اعتراض به کاریکاتور موهن درباره پیامبر اعظم (ص)، جنگ اسرائیل با حزب الله و... همگی در وبلاگ ها به صورت گسترده بازتاب داشته است. به بیان دیگر، باید گفت که وبلاگ ها در زمینه بسیج افکارعمومی در محیط مجازی می توانند به بهترین شکل ممکن در خدمت منافع دینی، اسلامی، انقلابی و ملی قرار بگیرند.»

اگر سیر حرکتی وبلاگ ها را در یک تحقیق مورد بررسی کارشناسی قرار دهیم، خواهیم دید که از سال 1378 تا 1380 به بعد که وبلاگ نویسی در ایران به طور جدی شکل گرفت، این فضا قربانی دو دلیل عمده شد. اول اینکه مسئولان مربوطه و ذیصلاح به دلیل این که با این فضا آشنا نبودند، تصمیمات غلطی را اتخاذ کردند و ضعف قوانین موجود نیز مزید بر علت شد. دوم افراطیونی که پس از مدتی وبلاگ نویسی، به فعالیت های مغرضانه علیه امنیت کشور پرداختند و بدون رعایت موازین عرفی، اخلاقی و قانونی یکه تاز میدان شدند و پس از مدتی با برخورد مراجع قضایی مواجه گردیدند. «بوترابی» درباره ممیزی بر کار وبلاگ ها می گوید: «این موضوع یک کار غیرممکن برای تمامی کشورهای دنیاست؛ چون مثلا در پرشین بلاگ روزانه شاید 20هزار یادداشت نوشته شود که امکان مطالعه و کنترل آن برای هیچ دستگاه و حکومتی امکان پذیر نیست.

«بلاگفا- blogfa» یکی از سرویس دهنده های وبلاگ است که مدیریت آن با «علیرضا شیرازی» است. وی در پاسخ به این سؤالم که دربرابر وبلاگ های مبتذل و غیراخلاقی چه اقدامی خواهید کرد، می گوید: «اقدامات ما بستگی به گزارشات مردم دارد. ما با وبلاگ های سیاسی برخورد کمتری داریم؛ مگر اینکه هتاک باشند؛ چون مسدود نمودن وبلاگ سیاسی را با دستور مقامات قضایی انجام می دهیم؛ اما وبلاگ مبتذل و غیراخلاقی و خلاف شرع و عرف راسریعاً مسدود میکنیم.» و با اشاره به اینکه در هفته حداقل 300 الی 400 وبلاگ مبتذل و غیراخلاقی مسدود می شود، می گوید: «این آمار گاهی اوقات به هفته ای هزار وبلاگ هم می رسد؛ اما باید بگویم که متأسفانه قانون مشخص و مدونی دراین مورد وجود ندارد.»

مدیرکل اداره مبارزه با جرایم خاص و رایانه ای در نیروی انتظامی می گوید:«توهین و هتک حرمت به افراد در وبلاگ ها قابل پیگیری است.» «سرهنگ مهرداد امیدی»، در گفتگو با فارس ازاجرای طرح مبارزه با جرایم تاثیرگذار در کشور خبر داده و می افزاید:«به کلیه ادارات آگاهی سراسر کشور ابلاغ شده است جرایمی که امنیت جامعه را به خطر می اندازد باید در اولویت کاری قرار بگیرد.»

بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران فضای IT در کشورمان معتقدند که در ابعاد قانونی و حقوقی هنوز تکلیف وبلاگ ها مشخص نیست و دستگاه قانونگذار کشور باید با توجه به گسترش روزافزون وبلاگ ها به تصویب قوانین لازم در این زمینه اقدام نماید و خلاء قانونی موجود در این رابطه را برطرف کند. امروز اکثر وبلاگ ها فاقد شناسنامه هستند و گرداننده آنها مشخص نیست و از طرفی ضعف قوانین موجود نیز میدان را برای وبلاگ نویسان بی قاعده و قانون بازگذاشته است. در فضای وبلاگ و وبلاگ نویسی یک پرسش همچنان بی پاسخ باقی مانده و آن این است که مدیران سایت هایی که وبلاگ ها را تحت پوشش دارند، چرا بگونه ای محسوس به مسدود نمودن وبلاگ هایی که حریم اخلاقی و قانونی جامعه را رعایت نمی کنند، نمی پردازند و برخی از این مدیران برای شانه خالی کردن از این موضوع آن را خارج از حیطه وظایف و اختیارات خود می دانند و این امر را جزء وظایف دستگاه قضایی اعلام میکنند. واقعیت این است که دستگاه قضایی با تمامی اقدامات علیه امنیت ملی و اشاعه و انتشار خبر کذب و ...در جامعه به هر نوعی - چه وبلاگ نویسی باشد و چه شیوه های مختلف- برخورد می کند؛ اما نباید از نقش مهم و موثر مدیران سایت های سرویس دهنده به وبلاگ ها غافل شد که متاسفانه کوتاهی و قصور برخی از آنها در برخورد با وبلاگ های غیر اخلاقی قابل تامل و چه بسا تاسفبار است. «قصد داریم سایت های اینترنتی و رسانه وب را هدفمند کنیم. البته این کار زمان بر است؛ اما چاره ای جز هدفمندکردن این عرصه نداریم؛ از این رو قصد داریم آیین نامه ای را تدوین کنیم که افراد درصورت درج مطلب در سایت ها پاسخگوباشند.» این اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که چندی پیش در جمع خبرنگاران بیان کرده است. صفار هرندی از وبلاگ نویسان دعوت کرده که با رعایت مرزهای نظام جمهوری اسلامی، مسئولان را از مرزگذاری و محدود کردن بی نیاز کنند. وزیر ارشاد همچنین در همان زمان از برنامه قاطع وزارت ارشاد برای حمایت از جامعه وبلاگ نویسان خبر داده و گفته است: «برای حمایت از سایت نویس ها و وبلاگ نویس های اینترنتی تدارک ویژه ای دیده ایم و بزودی اتفاقات مبارکی پیش رو خواهیم داشت.» دکتر امامی به اخلاق نوشتاری در وبلاگ نویسی اشاره می کند و می گوید: «رعایت حریم عرف و اخلاق در مطالب نوشتاری در هر کشوری قاعده و قانونی خاص دارد و بدون شک تهمت، افترا، هتک حرمت، نشر خبر کذب و... در تمامی کشورهای جهان جرم محسوب می شود و این موارد نه تنها از مصادیق آزادی بیان نیست، بلکه خود عین نقض قوانین مربوط به آزادی بیان می باشد؛ اما رعایت نکردن حریم اخلاق در وبلاگ یا سایت شخصی و یا هر جای دیگری که با اندیشه مردم سر و کار دارد، خود نوعی جنایت غیرفیزیکی محسوب می شود؛ همچنان که خداوند به قلم و هر آنچه که می نویسد سوگند می خورد -ن والقلم و ما یسطرون- و رسالت پیامبر اعظم(ص) نیز درراستای همین امر خطیر پیام رسانی و ارتباطات بوده؛ بنابراین عدم رعایت حریم اخلاق، عرف و قانون طبق موازین اسلامی نیز کاملا مردود و غیر قابل قبول است.»

راستش به نظرم گزارش ها و مقالات کیهان همیشه پردیکتورهای خوبی بودن از اتفاقات و برنامه های پیش رو. در مجموعه مقالاتی که چکیده شون رو در اینجا ملاحظه کردید چند نکته کلیدی وجود داره:

*
رشد وبلاگ نویسی در ایران نجومیه اما با یه حساب سرانگشتی میشه فهمید که در طول یک سال ۲۷۳۷۵۰۰۰ وبلاگ در ایران روی اینترنت ساخته میشه درحالیکه ۶.۵ تا ۷.۵ میلیون نفر از هموطنان کاربران اینترنت هستند یعنی حدود یک چهرام تعداد وبلاگهای سالیانه. به این ترتیب میشه به راحتی نتیجه گرفت که فضای اینترنتی گورستان بزرگی از وبلاگهای فارسی زبان بدون خواننده است. این آمار رو بذارید کنار تعداد بلاگرهای ایرونی (یک میلیون نفر معادل ۱۴٪ کاربران) تا متوجه بشید که تعداد وبلاگها بیش از ۲۷ برابر تعداد اونهاست.
*
در تمام طول مقاله دغدغه مسوولین و دلسوزان و کارشناسان٬ بی بند و باری اخلاقی و قانونی وبلاگهاست و نهیبی که میزنن تا زودتر راه حلی برای کنترل این فضای بی در و پیکر پیدا بشه. مسوول ایجاد این بی بند و باری در وهله اول روزنامه نگاران دگراندیش و سپس اصلاح طلبان و نهایتا کسانی هستند که ضعف منطقی دارند. در عین حال وبلاگهای پر مخاطب اونهایی هستند که دست به 1- سیاه نمایی از وضعیت جامعه؛ 2- ایجاد یاس و ناامیدی نسبت به کار کرد برخی از دستگاههای دولتی؛ و 3- انتشار مطالب تشویش آمیز میزنن. درحقیقت وبلاگهایی که مطالب منافی عفت مینوسند خطری محسوب نمیشن.
*
وزیر ارشاد که بالاخره یکی از اعضای شورای سردبیری کیهان بودن تا چند وقت پیش خبرهای خوبی برای بلاگرها دارن در عین حال که توصیه میکنن خودشون هوای خودشون رو داشته باشن

........................................

وب = آ - ورد:

حاج آقا علیرضا شیرازی در پاسخ به این سؤال که دربرابر وبلاگ های مبتذل ...و غیراخلاقی چه اقدامی خواهید کرد، می گوید:
«اقدامات ما بستگی به گزارشات مردم دارد. ما با وبلاگ های سیاسی برخورد کمتری داریم؛ مگر اینکه هتاک باشند؛ چون مسدود نمودن وبلاگ سیاسی را با دستور مقامات قضایی انجام می دهیم؛ اما وبلاگ مبتذل و غیراخلاقی و خلاف شرع و عرف راسریعاً مسدود میکنیم.»

پ.ن
برای راهنمایی در مورد انتقال وبلاگهایتان
از یلاگقا / / میهن بلاگ / پرشین بلاگ... ئو در گوه ... و دیگر آخوندیبلاگهاهاها
به ورد پرس یا به بلاگ اسپات...
با این ادرس تماس بگیرید
barou21contact@yahoo.com


وبلا گ "تادانه": سهم ايران از جايزه؛ جايزه نوبل كه هیچ

http://tadaneh.blogspot.com/2006/10/blog-post_116021321761359873.html


سهم ايران از جايزه؛ جايزه نوبل كه هیچ


راستي تا يادم نرفته بگم آخر اين هفته يعني پنجشنبه برنده جايزه ادبي نوبل اعلام مي شه
هيچ به خبرهاي اين جايزه دقت كردين؟ هيچ متوجه شدين آدونيس شاعر و آسيه جبار نويسنده، هر دو عرب از كانديداهاي اين جايزه هستن؟
پاموك ترك را چطور؟ خبر دارين؟
هاروكي موراكامي ژاپني را چطور؟
مي دانين كه ماريو وارگاس يوسا پرويي، كورت ونه گات و جويس كرول اوتس آمريكايي و توماس ترانس ترومر سوئدي، شانس زيادي براي برنده شدن در جايزه ادبي نوبل امسال دارند؟
اين ها شايد زياد مهم نيست؟ مهم اين است كه به دوستان عرب ستيز و متنفر از ملخ خوران بياباني عرض شود هيچ دقت كرده ايد باز آن ها چند نفري را دارند بهشان بنازند و لااقل كانديدا مي شوند مثل همين آدونيس، ما چطور؟
ادبيات ايران و نويسندگان و شاعرانش چكار مي كتند؟
نكند شما هم معتقدين اين جايزه سياسي يه؟ نكنه اگه يوسا جايزه رو بگيره، مي شه از ياران آمريكاي جهانخوار؟ آدونيس چطور؟
يا نه معتقدين نويسندگان و شاعران فرهيخته و ادب و فرهنگ و زبان فارسي دوست ما هرگز براي جايزه نمي نويسند كه با گرفتن يا نگرفتنش شاد بشوند؟
در هر حال پنجشنبه هاي زيادي خواهد آمد و خواهد رفت و ما باز براي ترحيم رفتگان ادبي مان هم شده پاكتي خرما خيرات خواهيم كرد

وبلاگ "از روزگار رفته حکایت": بیایید چرخ را دوباره اختراع کنیم


بیایید چرخ را دوباره اختراع کنیم

خودکفایی مفهومیست بسیار مورد علاقه نزد مسئولین، رسانه ها و عموم شهروندان چه داخل و چه در باقی نقاط جهان. اخبار رسانه‌های ایرانی پر است از بی‌نیاز شدن از فلان محصول یا ابداع و اختراع فلان وسیله ــ اگر نام مهندسی معکوس ابداع و اختراع باشد ــ، که اولی اندکی هزینه اضافی از پترو دلارهایمان را مصرف می‌کند و دومی چند دلاری صرفه‌جویی با خود دارد که البته هردویشان یک ویژگی مشترک هم دارند، کاهش وابستگی به دنیای خارج.

تفکر بی‌نیاز شدن از دنیا نوعی بیماریست که با منطق لاتینی Foreign Fobia نامیدمش. این بیماری ریشه در هر دوره‌ای از تاریخ داشته باشد، وخامتش در کشور ما برمی‌گردد به انقلاب صنعتی و آغاز عصر روشنگری در غرب. جهش سریع تکنولوژیک غرب در عصری اتفاق افتاد که نیمی از ما ــ شاید هم کمی بیشتر ــ در کنج مساجد کتاب آسمانیمان را روخوانی می‌کردیم برای یافتن راه‌حل زندگی جدید، چون مفسران دین اینگونه می‌خواستند و نیم دیگر ــ شاید اندکی کمتر ــ گرفتار افیون و توهم قدرت بودیم و خواب آلوده از ابرقدرتی ایران در چندهزارسال قبل دم می‌زدیم . و شد آنچه نباید، و چنان از قافله دنیای متمدن عقب افتادیم که دیگر راهی برایمان نماند تا برای جبران عقب افتادگی از آنها فناوری زیست راحت‌تر را طلب کنیم. اما تکنولوژی تکنیک می‌خواست و ما که تکنیکمان تنها بلندکردن بافور و چسباندن تریاک بود تکنسین طلب کردیم تا یادمان بدهند . با این مستشاران مفاهیم هم آمد، دمکراسی، لیبرالیسم و سکولاریسم و صدها ایسم دیگر مربوط به مدرنیته.

چه چیز خطرناک‌تر از این مفاهیم برای هزارفامیل قدرت ایران و روحانیت حامی آن. پس در سنگر شرع و قدرت شروع کردند به مخالفت با تکنولوژی تا شاید آن مفاهیم نیاید. ولی دیگر دیر شده بود. به‌دنبال راه‌حل، خودکفا شدن انتخاب شد تا همه چیز را خودمان بسازیم تا نه به جهان نیاز داشته باشیم نه به جهانیان و این شد یگانه راه سعادت ملت.

البته اگر از همان ابتدا برای تولید مایحتاج، در مسیر درست گام می‌گذاشتیم و راه دیگران را ادامه می‌دادیم، مزیت نسبیمان را درک می‌کردیم و هزار کار دیگر، امروز جای دیگری غیر از اینجا بودیم اما افسوس و صد افسوس ما می‌خواستیم جهان را از نوع بسازیم، البته نه با طرحی نو بلکه با همان طرح پیشین. بعد از دو جنگ بزرگ جهانی جهان شروع کرد به کوچک شدن و ارتباطات افزایش یافت، ما هنوز در حال ساخت جهان بودیم و ارتباطات جدید را درنیافتیم. در دهه 60 نوشتند " آیا بال زدن پروانه‌ای در برزیل مسبب طوفان‌های فلوریداست" و از به هم پیوستگی جهان گفتند ما هنوز در سعیمان ثابت قدم بودیم، WTO آمد تا جهان یکی شود ما دیوارهایمان را بلندتر کردیم تا کسی نبیند چیزی که ما می‌سازیم چگونه است، و به همین ترتیب عصر انفجار اطلاعات آمد، ماهواره‌ها جهان را محاصره کردند، اینترنت تا همه جا رفت و ما هنوز در پیچ اول ساخت جهان مانده‌ایم و اندک فرصت‌هایمان هم برای همراهی با جامعه جهانی رفته رفته از دست می‌رود تا ما بمانیم و تلاش برای یافتن راهی برای ساخت دوباره همه چیز. راستی به چند مخترع و پژوهشگر برای اختراع وسیله‌ای بنام "چرخ" نیاز داریم، علاقه‌مندان برای مصاحبه به روانپزشکان محل خود مراجعه کنند.

حرف آخر: بزار تو آغوش بازم، تو رو حس کنم دوباره

Wednesday, October 04, 2006

وبلا گ زن نوشت: ر وسری‌سفيدها

ديروز خوب بود همه‌چيز. يک جمع کوچک که برای نمايشِ خصوصی فيلم آف‌سايد جمع شده بودند. برای من اين قسمتش هيجان‌انگيز بود که می‌خواستيم در جمع تعدادی از فعالان جنبش زنان، فعالان جامعه‌ی مدنی و روزنامه‌نگاران درباره‌ی کمپين «دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها» حرف بزنيم. اين‌که چی شد شروع کرديم و چرا فکر می‌کنيم تأکيدمان بر اين ماجرا برای آگاه‌سازی عمومی نسبت به تبعيض جنسيتی، آن هم در فضاهای عمومی، مؤثر است. اين‌که استاديوم يک نمونه‌ی خوب است برای نشان دادنِ تبعيض در عرصه‌ی عمومی و اعضای کمپين از خاطرات خودشان بگويند.

بعدترش خيلی حس خوبی داشت شنيدنِ حرف‌های شادمهر راستين، نويسنده‌ی فيلم‌نامه‌ی آف‌سايد. وقتی که عذرخواهی کرد از اين‌که تحقيق فيلم کامل نبوده چون اصلاً از حرکت‌های ما بی‌خبر بودند –اين را من دارم اضافه می‌کنم: به خاطر اين‌که زنان در رسانه‌ها بدجور سانسور می‌شوند. وقتی تيم ملی جواز حضور در جام جهانی را می‌گيرد، ديگر چه کسی نگرانِ زنانی است که پشتِ درهای استاديوم مانده‌اند و چه جای بحث دراين‌باره؟- و تأکيدش بر اين‌که استاديوم تنها فضای عمومیِ کشور ماست و با اين حساب کمپين کار خودش را از جای مناسبی شروع کرده.

جعفر پناهی هم از روزی گفت که دخترش اصرار کرده با او برود به استاديوم و راهش ندادند و به او گفته: «بالاخره دخترها راهش را پيدا می‌کنند.» و راهش را پيدا کرده و همين شده که فکرِ ساختنِ فيلم آف‌سايد به وجود آمده.

من که خيلی خوشحال شدم از شنيده شدنِ حرف‌ها و هدفمان. فقط اين‌جا می‌نويسم که يادم بماند: دختر، وقتی حواس و حال و حوصله‌ی درست و حسابی نداری، مسئوليت هيچ بخشی از کارِ اجرايی را قبول نکن! اين‌طوری می‌شود که سوتی می‌دهی و شرمنده می‌شوی. دست‌کم شرمنده‌ی يلدا و آسيه شده‌ام و با سردرد و حس‌وحالِ داغان آمدم بيرون از آن سالن. جای خيلی‌ها هم خالی بود. معصومه مثلاً. آهان، اگر اين را نگويم، خفه می‌شوم: چه حياط خوشگلی دارد ساختمانِ مؤسسه‌ی حقوقی راد. حالِ اساسی و وافر برديم.

*عکس از نيما افشارنادری