Tuesday, October 10, 2006

وبلاگ لحظه(تراشیدم....پرستیدم...شکستم ): اندر احوالات قوانین تخماتیک این مملکت

- سلام آقای بانک مسکن!

- سلام آقای مراجعه کننده!

- بفرمائید این مدارک وام من.

- خواهش میکنم... اصل پایان کار ساختمان کو؟

- اصل را ندارم ولی این کپی خدمت شما باشه.

- باید اصل را بیارید تا با کپی مطابقت بدهیم.

- متاسفانه اصل پروانه ساختمان الان در اختیار من و فروشنده نیست به نفر اول هم که ساختمان را ساخته دسترسی نداریم، یه راه حل جلوی ما بگذارید؟

- این کپی را ببرید شهرداری، آنها اصل را در مدارکشان دارند بدهید مهر کپی برابر اصل برایتان بزنند تا کارتان راه بیفتد.

***

- سلام آقای شهرداری!

- سلام، بفرمائید.

- لطفا این کپی پایان کار ساختمان را برای من برابر با اصل بکنید!

- این کپی را برای کجا می خواهید؟

- میخواهم از بانک مسکن وام بگیرم.

- به بانک بگویید نامه رسمی به شهرداری بنویسد تا ما جوابشان را بدهیم.

- حالا نمی شود من این همه راه را برنگردم و شما یه مهر برای من بزنید؟

- نه آقا باید تقاضای رسمی بیارید تا جواب رسمی ببرید.

***

- سلام آقای بانک مسکن!

- سلام، برابر اصل کردید؟

- نه متاسفانه! شهرداری گفت بانک باید نامه بدهد تا جواب بانک را بدهیم.

- از دست این شهرداری! بفرمایید این هم یک نامه رسمی!

***

- سلام آقای شهرداری!

- سلام نامه را آوردید؟

- بله بفرمائید این هم نامه بانک!

- چند لحظه صبر کنید... بفرمائید این هم جواب رسمی خدمت شما!

- اما بانک گفت باید کپی را برابر اصل کنید؟

- ما روی هیچ کپی ای مهر نمی زنیم بلکه جواب نامه را با یک نامه رسمی می دهیم.

- خب اگر بانک قبول نکرد؟

- آقا شما که اولین نفر نیستید

***

- سلام آقای بانک مسکن!

- سلام، آوردی؟

- بفرمائید این هم جواب شهرداری!

- کپی را برابر با اصل کرد؟

- نه! اما نامه داد.

- این نامه بدرد ما نمیخوره به اونها بگید که باید روی کپی مهر برابر با اصل بزنند!

- یعنی هیچ راهی نداره

- نه!

***

- سلام آقای شهرداری!

- سلام، دوباره که آمدی!

- آقا نامه را قبول نکردند، گفتند باید کپی را مهر برابر اصل بزنید!

- ما نمیتونیم این کار را بکنیم!

- خب من چکار کنم؟

- به ما ربطی نداره! مشکل تان را با بانک برید حل کنید!


پ.ن: هنوز که این مشکل حل نشده، ولی وجدانا مملکت اینقدر مسخره هم بخدا نوبره!

Monday, October 09, 2006

آمریکا آمریکا ما داریم می آئیم!... دیگران هم "بکنند" آنچه "مسیحا" می کند !


............................



بنا بر تبصره يك ماده 49 "قانون " مجازات،
منظور از طفل كسي است كه به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد.»
بلوغ شرعي نيز بنا به تبصره 1- ماده 1210 "قانون مدنی"
15 سال تمام قمري براي پسران و
9 سال تمام قمري براي دختران است.

............................

دختر 9 ساله
كودك است،
مجازاتش نکنید


-مريم حسين خواه-


بر اساس قوانين ايران، سن مسئوليت كيفري براي دختران 9 سال تمام قمري است و اگر دختر بچه اي كه 8 سال و 9 ماه شمسي دارد مرتكب جرمي شود، همانند يك فرد بزرگسال به زندان، شلاق و حتي اعدام محكوم مي شود.

بنا بر ماده 49 قانون مجازات، كودكان از مسئوليت كيفري معاف هستند و «در صورت ارتكاب جرم تربيت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عند الاقتضا كانون اصلاح و تربيت اطفال مي باشد.» اما اين قانون دختر 9 ساله را كودك نمي‌داند.

بنا به تبصره يك اين ماده « منظور از طفل كسي است كه به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد.» بلوغ شرعي نيز بنا به تبصره 1- ماده 1210 قانون مدني 15 سال تمام قمري براي پسران و 9 سال تمام قمري براي دختران است.

قانون گزار مبناي اين مواد قانوني را شرع اسلام در نظر گرفته است، اين در حالي است كه در بين فقها يك نظر واحد در اين رابطه وجود ندارد. برخي از فقها همچون آيت الله صانعي 13 سال را سن بلوغ شرعي عنوان مي كنند و برخي همچون آيت الله معرفت معتقدند :«حد بلوغ در اطفال همان گونه كه نسبت به جنسيت (پسر يا دختر بودن) يكسان نيست، نسبت به امور مختلف از جمله عبادات، معاملات، حدود و غيره نيز يكسان نيست.» (1)

از سوي ديگر بررسي آيات مربوط به بلوغ از سوي پژوهشگران امور ديني نشان مي دهد: در هيچ يك از آيات «سن» ، مطرح نشده است و بر نشانه هاي ذاتي و طبيعي براي تشخيص سن بلوغ تاكيد شده است.(2)

نسبي بودن بلوغ شرعي، تغيير آن در موارد مختلف نيز از ديگر مواردي است كه پژوهشگران امور ديني بر آن تاكيد كرده اند. (3) چنانكه به گفته آيت الله فاضل ميبدي : «بلوغ كه شرط تكليف، ازدواج، اختيار مالي و قوانين كيفري و حقوقي است، يك پديده تكويني و طبيعي است و شارع نمي تواند آن را در انسان جعل و اعتبار كند و بگويد: دختر 9 ساله، تعبدا بالغ است» (4)

بر اساس همين مباني است كه اهل سنت بلوغ دختران را از 15 سالگي به بالا تعيين كرده اند.ابوحنيفه 18 سال را براي پسران و 17 سال را براي دختران سن بلوغ مي داند. مالكي ها 18 سال را سن بلوغ مي دانند وشافعي ها وحنبلي ها نيز 15 سال را سن بلوغ دختر و پسر عنوان كرده اند.(5)

فارغ از اختلاف نظر در سن بلوغ، امكانات شرعي براي تغيير قانون سن مسئوليت كيفري نيز وجود دارد. پاسخ برخي مراجع تقليد به اين سوال كه آيا حاكم شرع مي تواند در احكام كيفري افرادي كه از نظر شرعي بالغند ولي به سن قانوني 18 سال نرسيده اند، تخفيفاتي قائل شود و نيز حكم همين مسئله در موارد حدود و قصاص و نيز مواردي كه چنين احكامي موجب وهن اسلام مي شود، چيست؟ گواهي بر ان مدعا است.

آيت الله نوري همدان در پاسخ به اين سوال جواب داده اند: «با رعايت دقت و مصلحت مي تواند.»

آيت الله بهجت مي‌گويد: « مي توان در اين گونه موارد از طرقي كه منجر به اثبات كامل جرم نشود يا ترغيب ذي حق به عفو استفاده كرد.»

آيت الله مكارم شيرازي نيز نظر خود را اينگونه بيان كرده است:« براي شمول قوانين جزايي نسبت به نوجوانان كم سن سال لازم است حد نصاب رشد عقلي در اين زمينه احراز شود و اگر در مواردي مشكوك باشد حدود وقصاص شمول قاعده درء است و اما در مورد عناوين ثانويه چنانچه واقعا و به طور دقيق احراز شود كه تعميم قانون شرع نسبت به افرادي كه فوق سن بلوغ شرعي و زير سن 18 سال قرار دارند، سبب وهن اسلام در جهان خارج مي شود، مي توان براي آنا تخفيفاتي قائل شد. اضافه بر اين بسياري از حدود از طريق اقرار ثابت مي شود و دست قاضي در اين گونه موارد باز است. همچنين در مورد تعزيرات و از اينها گذشته در مورد قصاص قضات مي توانند بعد از صدور حكم پادرمياني كنند و در مورد افراد كم سن و سال به نحوي رضايت منجي عليه را به دست آورند و يا آن را تبديل به ديه يا مادون ديه كنند.» (6)

علاوه بر امكانات شرعي براي اصلاح اين قانون، تعهدات بين المللي ايران و عرف حاكم بر جامعه نيز بر لزوم بازنگري در قوانين مربوط به سن مسئوليت كيفري تاكيد دارند.

در ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك كه ايران نيز به آن پيوسته است، آمده: «هيچ كودكي نبايد تحت شكنجه يا ساير رفتارهاي بي رحمانه و غير انساني مغاير با شئون انساني قرار گيرد. مجازات اعدام يا حبس ابد بدون امكان بخوشدگي را نمي توان در مورد كودكان زير 18 سال اعمال كرد.»

بر همين اساس است كه امروزه در بسياري از كشورها، كودكان تحت پوشش سيستم مجازات همراه با تدابير تربيتي قرار دارند و تا سن 18 سالگي از تخفيف در مجازات بهره مند مي شوند.

عرف جامعه ما نيز دختر بچه 9 ساله را با يك فرد بزرگسال برابر نمي‌ داند و ترجيح مي دهد تنبيهات خفيف تربيتي را جايگزين اعمال مجازاتي همچون اجراي حد و قصاص براي يك كودك 9 ساله كند. اين در حالي است كه بنا بر قانون فعلي، هيچ تفاوتي بين يك دختر بچه 9 ساله و يك فرد 40 ساله نيست. تنها تخفيفي كه اعمال مي شود اين است كه اگر مجازات جرم كودك، اعدام باشد تا 18 سالگي در كانون اصلاح و تريبت منتظر مي ماند و پس از رسيدن به 18 سالگي حكم اعدام او اجرا مي شود.

..............................

(1) مهدي مهريزي ،شخصيت و حقوق زن در اسلام، ص 400

(2) مهدي مهريزي ، شخصيت و حقوق زن در اسلام_ص 408

(3)سيد محسن سعيد زاده، «بلوغ دختران»، مجله زنان، شناره 25، ص 62 تا 64

(4) فاضل ميبدي، بلوغ از يدگاه فقهي و كارشناسي، فصلنامه فرزانه، دوره دوم، شماره 5، ص 27 و 28

(5)مهدي مهريزي ، شخصيت و حقوق زن در اسلام_صفحه 393، به نقل از: الجزيري، عبدالرحمن، الفقه علي المذاهب الاربعه، دارالكتب العلميه، بيروت، ج 2، ص 35

(6) ناصر قربان نيا، بازپژوهي حقوق زن، صفحه 103 به نقل از :گنجينه فقهي مركز تحقيقات فقهي قوه قضائيه-سوال كد 29-

جواب هاي شماره 2،3 و 5

....................................................

زیر چتر چل تیکه:

ملیجک

ته

بیدی

رفسنجونی

هم

کره خری تشریف دارد ازلحا ظ شرعی بالغ ("الف")!

بشتابیم به

"است.ان.داپ" تراژیکومودیعرعر ملیجک "ته بیدی" رفسنجونی در "ته بید" ("ب") تا نمونه های ناب "پشتوانه بزرگ رفتار عقلانی جامعه ایران در سی سال گذشته را " از لحاظ شرعی حلوا حلوا بفرماییم ("الف" و "ب" و ..."ی"/ که اون سرشون به کوری چشم دحتر بچه های نه ساله ایرانی خیلی درازه):

...................................................

الف)


نکته آخر این که بدان ایدک الله فی الدارین که اصلاح طلبی یک خواست اجتماعی است
… و آن ده میلیون نفری که به هاشمی رفسنجانی رای دادند، اینها پشتوانه بزرگ رفتار عقلانی جامعه ایران در سی سال گذشته اند...

.لطف روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد.


حضرت آقای ا . ن
"گو . ا" ی ا .ن لاین
http://news.gooya.com/nabavi/archives/035516.php


ب)

آمریکا آمریکا ما داریم می آئیم... فعلا برنامه شهرهای تورنتو، مونرآل، اتاوا، ونکوور، لس آنجلس، اورنج کانتی و سن دیه گو معلوم است..

آسید ا.ن آقا

" . ور" انتر نتی
سه شنبه 4 مهر ۱٣٨۵ - 26 سپتامبر ۲۰۰۶

http://r0ozonline.com/03satire/017827.shtml


"ی")


کشتی به راه خود ادامه می دهد: دیروز در تورنتو بعد از شش سال یک برنامه استندآپ کمدی اجرا کردم، 450 نفری در سالن بودند و برنامه به نظر خودم خوب پیش رفت. ده نفری از دوستان گمشده قدیمی را در این شهر دیدم، آدمهایی که اصلا فکر نمی کردم ببینمشان. فرصت خوبی بود. امروز ساعت دوازده ظهر آمدم به مونترال و الآن در مونترال هستم. و تا سه ساعت بعد برنامه ام را اجرا می کنم.


نا خدا ا.ن آقا
" . ور" انتر نتی
دوشنبه ۱۷ مهر ۱٣٨۵ - ۹ اکتبر ۲۰۰۶
http://r0ozonline.com/03satire/018056.shtml


.................

نکته آخر این که بدان ایدک الله فی الدارین


اعتراض فعلا محترمانه
به دعا نویسهای نا مسلمون و
پدر... و ...
خوار مادر ... "دانش گوه" ان دروز"مقدس"

دوکطورای عفتخواری "دانش گوه" سنت ان دروز
فقط
لایق ریش آسید خ- اتمی عبا شوگولاتی ؟

............


Sunday, October 08, 2006

وبلاگ روزمرگي ها: ديشب فيلم آفسايد را ديدم

http://roozmaregiha.blogfa.com/post-94.aspx

اگرچه از همان زمان كه در جشنواره به نمايش در آمد وما شانس ديدنش را از دست داديم تعريفش را زياد شنيده بودم .

اما انصاف بايد داد كه ديدنش چيز ديگري بود.

آفسايد داستان آرزوي برآورده نشده دختراني است كه تنها خواسته اشان حضور در استاديوم صد هزار نفري است كه تنها براي جنس آنها جاي ندارد و سهم آنها از آن همه صندلي خالي مي شود نقطه آفسايد استاديوم، يعني جايي پشت جايگاه تماشاچيان .

جايي كه تنها مي توان صداي هياهوي تماشاچيان را شنيد.

حضور مرداني كه قرار است مسئول حراست اين دختران باشند ودليلي براي راه دادن آنها به استاديوم ندارند از يك سو و رضايت قلبي آنها از سوي ديگر هم جز ديگر نكات ظريف اين فيلم است كه بايد به آن توجه كرد.

فيلم روندي عالي را طي مي كند .

استفاده پناهي از فرصت نود دقيقه اي بازي ايران وبحرين براي بيان مشكل زنان ايراني ، فيلم برداري عالي و بازي زير پوستي بازيگراني كه تجربه بازيگري ندارند همه وهمه عالي است.

پايان فيلم هم روندي عالي را دنبال مي كند ضمن اين كه به تمام نكات دخترانه آنها توجه شده است دختراني كه تنها دخترند.

گم شدن دختران در ميان مردمي كه جشن صعود ايران يه جام جهاني را بر پا كرده اند پايان فيلم است دختراني كه هنوز هم ردپاي آنها را مي توان همه جا ديد....

Saturday, October 07, 2006

وبلاگ "کنایه از هستم": وبلاگنویسی، راهکارها و چالش های پیش رو

http://sj.blogsky.com/?PostID=119


روزنامه کیهان در بخش گزارش روز خود (پنجشنبه ۳۱ شهریور تا دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵) تحت عنوان وبلاگ نویسی، راهکارها و چالش های پیش رو به بررسی جایگاه٬ آفت ها٬ و راهکار های قانونی در برابر وبلاگ نویسی پرداخته. مجموعه ۴ قسمتی این گزارش حاوی بیش از ۶۵۰۰ کلمه بود که من قسمتهای مهمتر اون رو (حدود ۲۵۱۰ کلمه) انتخاب کردم و براتون گذاشتم. باز توی متن جملات کلیدی تر رو بولد کردم که حدود ۷۰۰ واژه رو در بر میگیره. امیدوارم بخونید و استفاده کنید.

یکی از چهره های سیاسی در تحلیل روند حرکتی وبلاگ نویسی در گفتگو با سرویس گزارش کیهان چنین می گوید: «در ابتدای ورود وبلاگ به کشورمان، این دنیای مجازی فراگیر، متأسفانه توسط برخی از چهره های سیاسی و عده ای از روزنامه نگاران دارای جهتگیری خاص ، آلوده شد و به میدانی بی حساب و کتاب و بی قاعده و قانون جهت انعکاس دیدگاه هایی مبدل گردید که در نشریات شاید امکان درج صریح آنها وجود نداشت. این فضا درسال 1378 تا 1383 به اوج خود رسید، به گونه ای که هرگاه روزنامه ای براثر تخلف از موازین قانونی به محاق توقیف می رفت، تیم گرداننده آن بلافاصله اقدام به دایر نمودن یک وبلاگ شخصی یا گروهی می کردند و با درج مطالب خارج از عرف و اخلاق و با نادیده گرفتن معیارهای قانونی و عرفی در جامعه به فعالیت میپرداختند.دراین میان فضای وبلاگ نویسی آنچنان گسترده شد که پای برخی از چهره های شناخته شده سیاسی که در پست های اجرایی فعال بودند، به این عرصه باز شد و صدالبته برخی از آنها در نوشتن مطالب خارج از موازین قانونی، گوی سبقت را از بسیاری وبلاگ نویسان بی قاعده و قانون ربودند.»

براساس آمارهای موجود درهر ثانیه یک وبلاگ و روزانه 75 هزار وبلاگ جدید در ایران روی اینترنت ساخته و متولد می شود که این آمار خودگویای استقبال گسترده از وبلاگ نویسی است. «گسترش اینترنت در ایران طی چند سال گذشته خیره کننده بوده و به نظر می رسد دنیای مجازی بتدریج جای خود را در شئون مختلف جامعه ایران، ازجمله سیاست باز می کند. روی آوردن ایرانیان به اینترنت در چند سال اخیر نه تنها زبان فارسی را به یکی از رایج ترین زبان های وبلاگ نویسی بدل کرده، بلکه موجب شده بسیاری از مقام های رسمی و سیاستمردان ایران نیز همراه با این جریان خود را وارد فضای اینترنت کنند.» این تحلیلی است که منبع سخن پراکنی «بی بی سی» در خبری با عنوان «احمدی نژاد وبلاگ نویس شد» آورده است.بنابر آمار کارشناسان، نزدیک به صدمیلیون وبلاگ در عرصه جهانی اینترنت مشغول فعالیت اند که سهم کشورمان در این میان حدود یک میلیون و به بیان دیگر یک درصد است.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از کشورهای شاخص ازجهت داشتن جمعیت جوان، در سال های 2003 تا 2005 میلادی دارای 1280 درصد رشد استفاده از اینترنت است و بنابر آخرین آمار موجود، نزدیک به 13 درصد ازمردم ایران یعنی حدود 5/6 تا 5/7 میلیون نفر کاربران اینترنت اند و بالاترین نرخ جمعیتی کاربران اینترنت خاورمیانه نیز با 31 درصد مربوط به ایران است. با این حال، رشد روزافزون وبلاگ و وبلاگ نویسی در ایران شگفتی محافل رسانه ای و ارتباطی غرب را برانگیخته؛ تا جایی که از تهران به عنوان پایتخت وبلاگ ها یاد کرده اند.

حجت الاسلام والمسلمین شهریاری با اشاره به ابعاد نظارت و هدایت وبلاگ های فارسی در کشورمان می گوید: «بنده معتقدم که نباید وبلاگ ها را به حال خود رها کرد و در دو بعد نظارت امنیتی و هدایت فرهنگی باید روی آنهاکار کرد. یعنی نباید با وبلاگ ها برخورد سلبی صورت پذیرد، مگرآنکه وارد حوزه های امنیتی شوند؛ چون با برخورد سلبی، نمی توان فرهنگسازی کرد. از طرفی هم باید به یک شناخت عمیق و همه جانبه برسیم؛ آنگاه به هدایت فرهنگی بپردازیم. به بیان دیگر، باید ادبیات وبلاگ نویسی را به سمت اخلاق حسنه ببریم و مسیر و جهت اصلی را به جوانان نشان دهیم تا یک جوان به جای اینکه در وبلاگش حرف های بی ربط و بی نزاکت و بدور از اخلاق و عرف و قانون بزند، ثبات شخصیتی را در وبلاگش حفظ کند که تمام این موارد به فراهم نمودن بسترهای فرهنگسازی در جامعه نیازمند است. اما اینکه بگوییم دولت باید همه وبلاگ ها را کنترل کند، این کار شدنی نیست؛ چرا که نه امکانات دولتی این اجازه را می دهد و نه انجامش چندان اهمیتی دارد. برای روشن شدن موضوع لازم است مثالی بزنم: مثلا دو نفر که در خیابان در حال راه رفتن هستند و از افراد عادی کشورند و به نقد دولت می پردازند، نه سخنشان چندان اهمیتی دارد و نه خطری از جانب آنها نظام را تهدید می کند و از طرفی دولت و هیچ دستگاه حکومتی در دنیا نمی تواند با اینچنین مسائلی مقابله کند.»

« کریمی» کارشناس مسائل سیاسی، فضای وبلاگ را فرصتی برای معرفی ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی می داند و می گوید: «متأسفانه از این فرصت بخوبی استفاده نشده و تاکنون آنرا جدی نگرفته ایم.» وی درباره زمان پدیدار شدن وبلاگ نویسی چنین می گوید: «متأسفانه وبلاگ ها تولد خوبی نداشتند، چون هنگامی که برخورد دستگاه قضایی با مطبوعاتی که پایگاه دشمن شده بودند، در دولت قبلی آغاز شد، عناصر افراطی و نفوذی در پوشش «اصلاح طلب » به طرف این رسانه آمدند و متأسفانه با این نگاه و رویکرد غلط، سایت های شخصی و وبلاگ ها از وظیفه خود فاصله گرفتند.»

این کارشناس مسائل سیاسی با ابراز تأسف از اینکه نظارت قدرتمند و مؤثری از سوی مراجع ذیصلاح بر کار سایت ها و وبلاگ ها وجود ندارد، معتقد است که امروزه پدیده وبلاگ بیشتر در اختیار دو گروه یا دو جریان قرار دارد: اول سیاسیون افراطی که اغلب مخالف و معاند نظام محسوب می شوند و دوم افراد حزبی و جناحی که اغلب بدنبال منفعت طلبی هستند و به دنبال مقاصد گروهی می گردند. وی ادامه می دهد: «تاکنون فضای وبلاگ کمتر در خدمت نظام جمهوری اسلامی قرار داشته. یک بررسی اجمالی از مطالب ارائه شده در قالب وبلاگ های مطرح کنونی، نشان می دهد که این وبلاگ ها حول چند محور فعالیت دارند:

1
- سیاه نمایی از وضعیت جامعه

2-ایجاد یاس و ناامیدی نسبت به کار کرد برخی از دستگاههای دولتی

3- انتشار مطالب تشویش آمیز

یک روزنامه نگار هم نکات جالبی را بیان می کند و می گوید: «امروز می بینیم بچه های مسجدی و هیئتی هم رو به وبلاگ نویسی آورده اند. بسیاری از دوستان طلبه من در شهرستان ها حتی وبلاگ های موفق و پرمخاطبی دارند. بسیاری از دانشجویان و نویسندگان خوش ذوق پس از اینکه مدتی از کار وبلاگشان گذشته و بازخوردهای آن را گرفته اند و به نیازهای مخاطبان پی برده اند، پس از مدتی وبلاگ خود را کاملا تخصصی کرده اند. همین چند روز پیش خبری داشتیم که یک طلبه پس از مدتی که از وبلاگ نویسی اش گذشته، باتوجه به تأثیری که در بحث حجاب بر مخاطبانش گذاشته، کل وبلاگ خود را به وبلاگ تخصصی «حجاب» تبدیل کرده است.»

وبلاگ با ایجاد یک «چهاردیواری و اختیاری» به جوانان فرصت بروز استعدادهای فرهنگی، علمی و پژوهشی را می دهد؛ آن هم بدون کمترین هزینه؛ اما در این میان تنها مسئله ای که نه تنها در ایران بلکه در گستره جهانی وبلاگ نویسی و دنیای بی انتهای اینترنت و محیط مجازی را وارد چالشی جدی و اساسی می کند، نحوه کنترل و نظارت بر آنهاست. بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران بر این باورند که امکان کنترل همه جانبه تمامی سایت ها و وبلاگ ها نه تنها برای ایران، بلکه برای هیچ کشوری در سطح جهان امکان پذیر نیست و فقط می توان با برخی از آنها که در سطح وسیع و گسترده ای به جریان سازی علیه مسائل عرفی، اخلاقی و قانونی می پردازند و امنیت ملی کشورها را به خطر می اندازند، مقابله و برخورد کرد. اما واقعیت غیر از این نیست که محتوای وبلاگ نشان دهنده نوع شخصیت، تفکر و اندیشه گرداننده آن است و بدون شک افرادی که در سطح نازلی از این جهت قرار دارند، با ورود به این عرصه می توانند ضربه های مهلکی به وبلاگ نویسی وارد نمایند. در چنین شرایطی است که نیاز به بسترسازی فرهنگی بیش از پیش نمایان می شود.

مدیرعامل پرشین بلاگ معتقد است که باید تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم و از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده نماییم. وی به جریان سازی های مثبت توسط وبلاگ ها اشاره می کند و می گوید: «اگر از فرصت های وبلاگ استفاده کنیم، می توانیم جریان سازی های مثبتی در جامعه ایجاد کنیم. مثلا درباره موضوع خلیج فارس که یک موسسه جغرافیایی عربی آن را خلیج عرب تغییر داده بود، موجی در وبلاگ ها ایجاد شد؛ به شکلی که وبلاگ های پرشین بلاگ با جمع آوری 90هزار امضاء و با شعار «خلیج فارس، فارس می ماند» موج عظیمی را در حمایت از آن ایجاد کردند و ایرانیانی که در سراسر جهان به اینترنت دسترسی داشتند، به این موج پیوستند و فضایی تاثیرگذار در این مقوله ایجاد کردند و یا اعتراض به کاریکاتور موهن درباره پیامبر اعظم (ص)، جنگ اسرائیل با حزب الله و... همگی در وبلاگ ها به صورت گسترده بازتاب داشته است. به بیان دیگر، باید گفت که وبلاگ ها در زمینه بسیج افکارعمومی در محیط مجازی می توانند به بهترین شکل ممکن در خدمت منافع دینی، اسلامی، انقلابی و ملی قرار بگیرند.»

اگر سیر حرکتی وبلاگ ها را در یک تحقیق مورد بررسی کارشناسی قرار دهیم، خواهیم دید که از سال 1378 تا 1380 به بعد که وبلاگ نویسی در ایران به طور جدی شکل گرفت، این فضا قربانی دو دلیل عمده شد. اول اینکه مسئولان مربوطه و ذیصلاح به دلیل این که با این فضا آشنا نبودند، تصمیمات غلطی را اتخاذ کردند و ضعف قوانین موجود نیز مزید بر علت شد. دوم افراطیونی که پس از مدتی وبلاگ نویسی، به فعالیت های مغرضانه علیه امنیت کشور پرداختند و بدون رعایت موازین عرفی، اخلاقی و قانونی یکه تاز میدان شدند و پس از مدتی با برخورد مراجع قضایی مواجه گردیدند. «بوترابی» درباره ممیزی بر کار وبلاگ ها می گوید: «این موضوع یک کار غیرممکن برای تمامی کشورهای دنیاست؛ چون مثلا در پرشین بلاگ روزانه شاید 20هزار یادداشت نوشته شود که امکان مطالعه و کنترل آن برای هیچ دستگاه و حکومتی امکان پذیر نیست.

«بلاگفا- blogfa» یکی از سرویس دهنده های وبلاگ است که مدیریت آن با «علیرضا شیرازی» است. وی در پاسخ به این سؤالم که دربرابر وبلاگ های مبتذل و غیراخلاقی چه اقدامی خواهید کرد، می گوید: «اقدامات ما بستگی به گزارشات مردم دارد. ما با وبلاگ های سیاسی برخورد کمتری داریم؛ مگر اینکه هتاک باشند؛ چون مسدود نمودن وبلاگ سیاسی را با دستور مقامات قضایی انجام می دهیم؛ اما وبلاگ مبتذل و غیراخلاقی و خلاف شرع و عرف راسریعاً مسدود میکنیم.» و با اشاره به اینکه در هفته حداقل 300 الی 400 وبلاگ مبتذل و غیراخلاقی مسدود می شود، می گوید: «این آمار گاهی اوقات به هفته ای هزار وبلاگ هم می رسد؛ اما باید بگویم که متأسفانه قانون مشخص و مدونی دراین مورد وجود ندارد.»

مدیرکل اداره مبارزه با جرایم خاص و رایانه ای در نیروی انتظامی می گوید:«توهین و هتک حرمت به افراد در وبلاگ ها قابل پیگیری است.» «سرهنگ مهرداد امیدی»، در گفتگو با فارس ازاجرای طرح مبارزه با جرایم تاثیرگذار در کشور خبر داده و می افزاید:«به کلیه ادارات آگاهی سراسر کشور ابلاغ شده است جرایمی که امنیت جامعه را به خطر می اندازد باید در اولویت کاری قرار بگیرد.»

بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران فضای IT در کشورمان معتقدند که در ابعاد قانونی و حقوقی هنوز تکلیف وبلاگ ها مشخص نیست و دستگاه قانونگذار کشور باید با توجه به گسترش روزافزون وبلاگ ها به تصویب قوانین لازم در این زمینه اقدام نماید و خلاء قانونی موجود در این رابطه را برطرف کند. امروز اکثر وبلاگ ها فاقد شناسنامه هستند و گرداننده آنها مشخص نیست و از طرفی ضعف قوانین موجود نیز میدان را برای وبلاگ نویسان بی قاعده و قانون بازگذاشته است. در فضای وبلاگ و وبلاگ نویسی یک پرسش همچنان بی پاسخ باقی مانده و آن این است که مدیران سایت هایی که وبلاگ ها را تحت پوشش دارند، چرا بگونه ای محسوس به مسدود نمودن وبلاگ هایی که حریم اخلاقی و قانونی جامعه را رعایت نمی کنند، نمی پردازند و برخی از این مدیران برای شانه خالی کردن از این موضوع آن را خارج از حیطه وظایف و اختیارات خود می دانند و این امر را جزء وظایف دستگاه قضایی اعلام میکنند. واقعیت این است که دستگاه قضایی با تمامی اقدامات علیه امنیت ملی و اشاعه و انتشار خبر کذب و ...در جامعه به هر نوعی - چه وبلاگ نویسی باشد و چه شیوه های مختلف- برخورد می کند؛ اما نباید از نقش مهم و موثر مدیران سایت های سرویس دهنده به وبلاگ ها غافل شد که متاسفانه کوتاهی و قصور برخی از آنها در برخورد با وبلاگ های غیر اخلاقی قابل تامل و چه بسا تاسفبار است. «قصد داریم سایت های اینترنتی و رسانه وب را هدفمند کنیم. البته این کار زمان بر است؛ اما چاره ای جز هدفمندکردن این عرصه نداریم؛ از این رو قصد داریم آیین نامه ای را تدوین کنیم که افراد درصورت درج مطلب در سایت ها پاسخگوباشند.» این اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که چندی پیش در جمع خبرنگاران بیان کرده است. صفار هرندی از وبلاگ نویسان دعوت کرده که با رعایت مرزهای نظام جمهوری اسلامی، مسئولان را از مرزگذاری و محدود کردن بی نیاز کنند. وزیر ارشاد همچنین در همان زمان از برنامه قاطع وزارت ارشاد برای حمایت از جامعه وبلاگ نویسان خبر داده و گفته است: «برای حمایت از سایت نویس ها و وبلاگ نویس های اینترنتی تدارک ویژه ای دیده ایم و بزودی اتفاقات مبارکی پیش رو خواهیم داشت.» دکتر امامی به اخلاق نوشتاری در وبلاگ نویسی اشاره می کند و می گوید: «رعایت حریم عرف و اخلاق در مطالب نوشتاری در هر کشوری قاعده و قانونی خاص دارد و بدون شک تهمت، افترا، هتک حرمت، نشر خبر کذب و... در تمامی کشورهای جهان جرم محسوب می شود و این موارد نه تنها از مصادیق آزادی بیان نیست، بلکه خود عین نقض قوانین مربوط به آزادی بیان می باشد؛ اما رعایت نکردن حریم اخلاق در وبلاگ یا سایت شخصی و یا هر جای دیگری که با اندیشه مردم سر و کار دارد، خود نوعی جنایت غیرفیزیکی محسوب می شود؛ همچنان که خداوند به قلم و هر آنچه که می نویسد سوگند می خورد -ن والقلم و ما یسطرون- و رسالت پیامبر اعظم(ص) نیز درراستای همین امر خطیر پیام رسانی و ارتباطات بوده؛ بنابراین عدم رعایت حریم اخلاق، عرف و قانون طبق موازین اسلامی نیز کاملا مردود و غیر قابل قبول است.»

راستش به نظرم گزارش ها و مقالات کیهان همیشه پردیکتورهای خوبی بودن از اتفاقات و برنامه های پیش رو. در مجموعه مقالاتی که چکیده شون رو در اینجا ملاحظه کردید چند نکته کلیدی وجود داره:

*
رشد وبلاگ نویسی در ایران نجومیه اما با یه حساب سرانگشتی میشه فهمید که در طول یک سال ۲۷۳۷۵۰۰۰ وبلاگ در ایران روی اینترنت ساخته میشه درحالیکه ۶.۵ تا ۷.۵ میلیون نفر از هموطنان کاربران اینترنت هستند یعنی حدود یک چهرام تعداد وبلاگهای سالیانه. به این ترتیب میشه به راحتی نتیجه گرفت که فضای اینترنتی گورستان بزرگی از وبلاگهای فارسی زبان بدون خواننده است. این آمار رو بذارید کنار تعداد بلاگرهای ایرونی (یک میلیون نفر معادل ۱۴٪ کاربران) تا متوجه بشید که تعداد وبلاگها بیش از ۲۷ برابر تعداد اونهاست.
*
در تمام طول مقاله دغدغه مسوولین و دلسوزان و کارشناسان٬ بی بند و باری اخلاقی و قانونی وبلاگهاست و نهیبی که میزنن تا زودتر راه حلی برای کنترل این فضای بی در و پیکر پیدا بشه. مسوول ایجاد این بی بند و باری در وهله اول روزنامه نگاران دگراندیش و سپس اصلاح طلبان و نهایتا کسانی هستند که ضعف منطقی دارند. در عین حال وبلاگهای پر مخاطب اونهایی هستند که دست به 1- سیاه نمایی از وضعیت جامعه؛ 2- ایجاد یاس و ناامیدی نسبت به کار کرد برخی از دستگاههای دولتی؛ و 3- انتشار مطالب تشویش آمیز میزنن. درحقیقت وبلاگهایی که مطالب منافی عفت مینوسند خطری محسوب نمیشن.
*
وزیر ارشاد که بالاخره یکی از اعضای شورای سردبیری کیهان بودن تا چند وقت پیش خبرهای خوبی برای بلاگرها دارن در عین حال که توصیه میکنن خودشون هوای خودشون رو داشته باشن

........................................

وب = آ - ورد:

حاج آقا علیرضا شیرازی در پاسخ به این سؤال که دربرابر وبلاگ های مبتذل ...و غیراخلاقی چه اقدامی خواهید کرد، می گوید:
«اقدامات ما بستگی به گزارشات مردم دارد. ما با وبلاگ های سیاسی برخورد کمتری داریم؛ مگر اینکه هتاک باشند؛ چون مسدود نمودن وبلاگ سیاسی را با دستور مقامات قضایی انجام می دهیم؛ اما وبلاگ مبتذل و غیراخلاقی و خلاف شرع و عرف راسریعاً مسدود میکنیم.»

پ.ن
برای راهنمایی در مورد انتقال وبلاگهایتان
از یلاگقا / / میهن بلاگ / پرشین بلاگ... ئو در گوه ... و دیگر آخوندیبلاگهاهاها
به ورد پرس یا به بلاگ اسپات...
با این ادرس تماس بگیرید
barou21contact@yahoo.com